
امام شناسی ج10
جلد دهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث منزلت از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • بحثی مبسوط دربارۀ سند و متنِ حدیث «منزلت» • احتجاجات و استشهادات به حدیث «منزلت» • استضعاف امیرالمؤمنین علیهالسلام همانند حضرت هارون علیهالسلام • پاسخ به شبهات ابنتیمیه دربارۀ حدیث منزلت • وزارت و خلافت علی علیهالسلام از روز اول دعوت پیامبر صلیاللهعلیهوآله • مصائب وارده بر حضرت فاطمۀ زهراء سلاماللهعلیها پس از رحلت پیامبر • چرا سعدابنابیوقاص با آن سوابق در اسلام و اعتراف به افضلیت امیرالمؤمنین علیهالسلام از بیعت تخلّف ورزید؟ • اشکالات کلامی اعتراضات عمر به رسولخدا • دربارۀ سوء قصد و اهتمام به ترور پیامبر اکرم توسط منافقین • علت عدم قیام امیرالمؤمنین پس از رحلت رسولخدا • علت بیشتر ذکر شدن قضایایِ قوم بنیاسرائیل و حضرت موسی علیهالسلام در قرآن
امام شناسی ج10
162طور سینای تجلّی، مشعلی از نور شد ** سینۀ سینای وحدت، مشتعل از نار بود
نالۀ بانو زد أندر خرمن هستی شَرَرْ ** گوئی اندر طور غم، چون نخل آتشبار بود
آنکه کردی ماه تابان پیش او پهلو تهی ** از کجا پهلوی او را تاب آن آزار بود
گردش گردونِ دون بین، کز جفای سامری ** نقطۀ پرگار وحدت، مرکز مسمار بود
صورتش نیلی شد از سیلی، که چون سیل سیاه ** روی گیتی1 زین مصیبت، تا قیامت تار بود
شهریاری شد به بند بندهای از بندگان ** آنکه جبریل أمینش بندۀ دربار بود
از قفای شاه، بانو با نوای جانگداز ** تا توانائی به تن تا قوّت رفتار بود
گرچه باز و خسته شد، و ز کار دستش بسته شد ** لیک پای همّتش بر گنبد دوّار بود
دست با نو گرچه از دامان شه کوتاه شد ** لیک بر گردون بلند از دست آن گمراه شد2
در «مروج الذهب» آورده است که: و لمّا قُبضت فاطمةُ جَزعَ عَلیها بَعْلُها علیُّ جَزَعاً شدیداً و اشتدّ بکاؤُه و ظهر أنینُه و حَنینُه و قال فی ذلک:
لِکُلِّ اجْتِماعٍ مِنْ خَلِیلَیْنِ فُرْقَةٌ *** وَ کُلُّ الَّذی دُونَ الْمَمَاتِ قَلِیلُ وَ إنَّ افْتِقادی فاطِمًا بَعْدَ أحْمَدِ *** دَلیلٌ عَلَی أنْ لاَ یَدُومُ خَلِیلُ3 «چون فاطمه سلام الله علیها رحلت کرد، برای او شوهرش علی جزع شدیدی کرد، و گریهاش شدّت یافت؛ و آه و نالهاش ظهور کرد؛ و در این مصیبت این دو بیت را إنشاء فرمود: در عاقبت برای هر اجتماعی که بین دو محبوب صورت گیرد، فراق و جدائی است، و تمام مصیبتها در برابر مرگ، ناچیز و کم مقدار است. آری از دست دادن من فاطمه را بعد از احمد؛ دلیل بر آنست که هیچ محبوب و یار مهربانی دوام ندارد و باقی نمیماند.»
- در نسخه بدل، گردون آمده است.
- «دیوان کمپانی» ص ٤٢ و ص ٤٣.
- «مروج الذهب» طبع مطبعۀ سعادت مصر، ١٣٦٧ هجری قمری، ج ٢، ص ٢٩٧ و ص ٢٩٨.
