
امام شناسی ج10
جلد دهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث منزلت از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • بحثی مبسوط دربارۀ سند و متنِ حدیث «منزلت» • احتجاجات و استشهادات به حدیث «منزلت» • استضعاف امیرالمؤمنین علیهالسلام همانند حضرت هارون علیهالسلام • پاسخ به شبهات ابنتیمیه دربارۀ حدیث منزلت • وزارت و خلافت علی علیهالسلام از روز اول دعوت پیامبر صلیاللهعلیهوآله • مصائب وارده بر حضرت فاطمۀ زهراء سلاماللهعلیها پس از رحلت پیامبر • چرا سعدابنابیوقاص با آن سوابق در اسلام و اعتراف به افضلیت امیرالمؤمنین علیهالسلام از بیعت تخلّف ورزید؟ • اشکالات کلامی اعتراضات عمر به رسولخدا • دربارۀ سوء قصد و اهتمام به ترور پیامبر اکرم توسط منافقین • علت عدم قیام امیرالمؤمنین پس از رحلت رسولخدا • علت بیشتر ذکر شدن قضایایِ قوم بنیاسرائیل و حضرت موسی علیهالسلام در قرآن
امام شناسی ج10
161١١ـ چشمان زهراء از آن سیلی قرمز شد؛ و چشم عرفان روزگار پیوسته برای این حالت زهراء اشکبار است.
١٢ـ و آن قرمزی دیدگان زهراء را چیزی نمیتواند برطرف گرداند؛ مگر شمشیرهای آبدار و برّنده، در روزی که پرچمها را بر علیه دشمنان باز کنند، و کتیبهها را حرکت دهند.
١٣ـ زیرا که شکسته شدن پهلو و ضلع سینه را چیزی منجبر نمیکند، و آن زخم را مرهم نمینهد، مگر شمشیر برّنده استوار و با قدرت.
١٤ـ آیا اینگونه با دختر پیغمبر رفتار میکنند، برای حرصی که به حکومت و ولایت دارند؟ این بسیار عجیب است.»
مرثیۀ فارسی آیة الله کمپانی در مصیبت حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها
و همچنین آیة الله اصفهانی کمپانی در مصیبت حضرت صدّیقه سلام الله علیها، مرثیهای بسیار جالب و حاوی حقائق، در دیوان شعر پارسی خود آورده است، و ما در اینجا به ذکر دو بند أوّل آن اکتفا میکنیم:
تا در بیت الحرام از آتش بیگانه سوخت ** کعبه ویران شد، حریم از سوز صاحبخانه سوخت
شمع بزم آفرینش با هزاران اشک و آه ** شد چنان، کز دود آهش سینه کاشانه سوخت
آتشی در بیت معمور ولایت شعله زد ** تا أبد زان شعله، هر معمور و هر ویرانه سوخت
آه از آن پیمانشکن کز کینه خمّ غدیر ** آتشی افروخت تا هم خمّ و هم پیمانه سوخت1
لیلی حسن قدم، چون سوخت از سر تا قدم ** همچون مجنون، عقل رهبر را دل دیوانه سوخت
گلشن فرّخ فر توحید، آن دم شد تباه ** کز سموم شرک، آن شاخ گل فرزانه سوخت
گنج علم و معرفت شد طعمه أفعی صفت ** تا که از بیداد دونان گوهر یکدانه سوخت
حاصل باغ نبوّت، رفت بر باد فنا ** خرمنی در آرزوی خام آب و دانه سوخت
کرکس دون، پنجه زد بر روی طاوس أزل ** عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آتش پرستی در جهان أفروخته ** خرمن إسلام و دین را تا قیامت سوخته
سینهای کز معرفت گنجینه أسرار بود ** کی سزاوار فشار آن در و دیوار بود؟
- در نسخه بدل، خمخانه آمده است.
