
امام شناسی ج10
جلد دهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث منزلت از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • بحثی مبسوط دربارۀ سند و متنِ حدیث «منزلت» • احتجاجات و استشهادات به حدیث «منزلت» • استضعاف امیرالمؤمنین علیهالسلام همانند حضرت هارون علیهالسلام • پاسخ به شبهات ابنتیمیه دربارۀ حدیث منزلت • وزارت و خلافت علی علیهالسلام از روز اول دعوت پیامبر صلیاللهعلیهوآله • مصائب وارده بر حضرت فاطمۀ زهراء سلاماللهعلیها پس از رحلت پیامبر • چرا سعدابنابیوقاص با آن سوابق در اسلام و اعتراف به افضلیت امیرالمؤمنین علیهالسلام از بیعت تخلّف ورزید؟ • اشکالات کلامی اعتراضات عمر به رسولخدا • دربارۀ سوء قصد و اهتمام به ترور پیامبر اکرم توسط منافقین • علت عدم قیام امیرالمؤمنین پس از رحلت رسولخدا • علت بیشتر ذکر شدن قضایایِ قوم بنیاسرائیل و حضرت موسی علیهالسلام در قرآن
امام شناسی ج10
137در عنوان نامههایش مینوشت: مِنْ زیادِ بْنِ أبِی سُفیانَ إلَی فُلانِ. . . و تعدّی و تجاوز در أثر حبّ حکومت و ریاست به جائی رسید که أمیرالمؤمنین علیه السّلام را فاسق خواند؛ و حضرت إمام حسن را بجهت إهانت، به عنوان حسن بن فاطمه یاد کرد؛ و در کاغذی که به آن حضرت نوشت آنقدر جسارت و اسائۀ أدب کرد که چون آن حضرت نامه را برای معاویه فرستادند تعجّب کرد و خشمگین شد؛ و به زیاد نامۀ تند نوشت؛ و او را از اینگونه خطاب مؤاخذه کرد1.
و از آنچه ذکر شد دستگیر میشود که: انسان، همیشه باید مواظب و مراقب أحوال خود باشد؛ و از محاسبۀ نفس أماره دست برندارد؛ زیرا که در موقع امتحان معلوم میشود که زر خالص چیست؛ و فلزّ قَلْب و مغشوش کدام است؟ عِنْدَ الاِمْتِحانِ یُکْرَمُ الرَّجُلُ أوْ یُهانُ. «در وقت آزمایش یا مرد دارای مقام و ارزش میشود و گرامی میگردد؛ و یا از ارزش میافتد و پست و فرومایه میشود.»
چه شود گر محک تجربه آید به میان *** تا سیه روی شود هر که در او غشّ باشد داستان طلحه و زبیر با آن سوابقشان؛ و جنگ با أمیرالمؤمنین علیه السّلام همه موجب تفکّر و تأمّل و دقّت است. داستان عاقبت عبد الله بن عبّاس که حکومت بصره را از طرف أمیر مؤمنان داشت؛ و بالأخره جواهرات بیت المال را برداشته؛ و به حجاز گریخت و از جمله سه دختر زیبا به قیمت سه هزار دینار خرید؛ و مؤاخذههای أمیرالمؤمنین علیه السّلام از او؛ و جوابهای بیارزش و بلکه اهانتآمیز او به أمیرالمؤمنین علیه السّلام را مورّخین در تواریخ خود آوردهاند2.
و از اینجا میفهمیم که تشیّع به مجرّد گفتار لفظی و اعتراف لسانی نیست؛ و گرنه همین طلحه، و همین زبیر، و همین زیاد، و همین ابن عبّاس از شیعیان و طرفداران آن حضرت بودند؛ ولی وقتی که سیل سکّههای زرد سرازیر میشود؛ و
- داستان نامه اهانتآمیز زیاد را به حضرت إمام حسن؛ و پاسخ آن حضرت و نامۀ معاویه را به زیاد، ابن أبی الحدید در «شرح نهج البلاغه» ج ١٦، ص ١٩٤ و ص ١٩٥ ذکر کرده است.
- در «عقد الفرید» ابن عبد ربّه اُنْدلُسی، در ج ٣، ص ١٢٠ تا ص ١٢٣، از طبع أوّل سنۀ ١٣٣١ هجری، داستان خروج عبد الله بن عبّاس را بر أمیرالمؤمنین علیه السّلام؛ و نامههائی که ردّ و بدل شد؛ و بالأخره فرار او را از بصره به حجاز مفصّلاً ذکر کرده است.
