
امام شناسی ج10
جلد دهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث منزلت از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • بحثی مبسوط دربارۀ سند و متنِ حدیث «منزلت» • احتجاجات و استشهادات به حدیث «منزلت» • استضعاف امیرالمؤمنین علیهالسلام همانند حضرت هارون علیهالسلام • پاسخ به شبهات ابنتیمیه دربارۀ حدیث منزلت • وزارت و خلافت علی علیهالسلام از روز اول دعوت پیامبر صلیاللهعلیهوآله • مصائب وارده بر حضرت فاطمۀ زهراء سلاماللهعلیها پس از رحلت پیامبر • چرا سعدابنابیوقاص با آن سوابق در اسلام و اعتراف به افضلیت امیرالمؤمنین علیهالسلام از بیعت تخلّف ورزید؟ • اشکالات کلامی اعتراضات عمر به رسولخدا • دربارۀ سوء قصد و اهتمام به ترور پیامبر اکرم توسط منافقین • علت عدم قیام امیرالمؤمنین پس از رحلت رسولخدا • علت بیشتر ذکر شدن قضایایِ قوم بنیاسرائیل و حضرت موسی علیهالسلام در قرآن
امام شناسی ج10
113وقَّاص دارد) چرا که ولد و بچّۀ زائیده شده متعلّق به صاحب فراش است؛ و برای زناکار چیزی نیست جز تهیدستی و خاک و سنگ. و سپس رو کردند به عیال خودشان سَودَه بنت زَمْعَه و گفتند: از این طفل و جوان حجاب داشته باشد. عائشه میگوید این جوان دیگر سوده را هیچگاه ندید.»1
نامۀ أمیرالمؤمنین علیه السّلام به زیاد، در بطلان تحقّق نسب با زنا
و أمیرالمؤمنین علیه السّلام در نامهای که به معاویه نوشتند در پاسخ او گفته بود: تو ای علی؛ زیاد را از أبوسفیان نفی کردی! چنین نوشتند که: من او را نفی نکردم؛ بلکه او را رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم نفی کرده است که فرموده است: الْوَلَدُ لِلْفِراشِ وَ لِلْعَاهِرِ الْحَجَرُ.2
و در نامهای که زیاد به حضرت امام حسن مجتبی علیه السّلام نوشته و قصد إهانت آن حضرت را داشته است و نوشته است از زیادُ بْنِ أبِی سُفیان الی حَسَنِ بن فاطِمَة حضرت امام حسن علیه السّلام در پاسخ او نوشتند: مِنَ الْحَسَنِ بْنِ فاطِمَةَ إلَی زِیادِ بْنِ سُمَیَّةَ، أمَّا بَعْدُ فَإنَّ رَسُولَ اللهِ صلّی الله علیه و آله و سلّم قالَ: الْوَلَدُ لِلْفِراشِ وَ لِلْعَاهِرِ الْحَجَرُ. وَالسَّلامُ.3
باری در بین جمیع أهل اسلام هیچ خلافی نیست در اینکه بچّه متولّد شده، در فراش صحیح؛ متعلّق به صاحب فراش است. یعنی نَسَبِ او با آن مردی است که به نکاح صحیح این زن، بچّه را زائیده است!
این بچّه فرزند اوست؛ و او است پدر بچّه؛ و برادران این بچّه از این نکاح؛
- و بنابراین که رسول خدا، سوده، خواهر عبد بن زمعه را أمر به احتجاب کردند؛ نه از باب حکم مسلّم شرعی است بلکه از باب احتیاط بوده است چون عبد بن زمعه همانطور که در روایت آمده است شباهت بسیاری به عتبة بن أبی وقّاص داشته است و در علم اصول مقرّر است که احتیاط عقلًا و شرعاً نیکوست حتّی با وجود حجّت معتبر علی أحد الاحتمالین.
- «بحار الأنوار» طبع کمپانی، ج ١٠، ص ١٢٧، و کتاب «القواعد الفقهیة» ج ٤، ص ٢١. و در کتب أربعه، مشایخ ثلاثة، از حسن بن صیقل از حضرت صادق علیه السّلام روایت کردهاند که حسن بن صیقل میگوید: سمعته و یسأل عن رجل اشتری جاریة ثمّ وقع علیها قبل أن یستبرء رحمها قال علیه السّلام بئس ما صنع یستغفر الله و لا یعد؛ قلت: فإن باعها من آخر و لم یستبرء رحمها ثمّ باعها الثّانی من رجل آخر فوقع علیها و لم یستبرء رحمها فاستبان حملها عند الثالث: فقال أبو عبد الله علیه السّلام: الولد للفراش و للعاهر الحجر.
- «شرح نهج» ابن أبی الحدید، ج ١٦، ص ١٩٤.
