اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امام شناسی ج9

37٬622
اعتقادات

جلد نهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش چهارم از موضوع غدیر: عید غدیر، معنای حقیقی عید و آداب آن» و «استشهادها به حدیث غدیر در طول تاریخ» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • استشهادات به حدیث غدیر توسط صحابه، علماء، و حتی دشمنان اهل‌بیت علیهم‌السلام  • مجلس پراهمیت مأمون با علمای‌عامّه دربارۀ ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • نزول آیۀ «سأل سائل..» دربارۀ منکر حدیث غدیر و پاسخ به شبهات ابن‌تیمیه  • نزاع شیعه و اهل سنت در اصول شریعت است نه در فروعات  • معنای عید در لغت و اصطلاح  • عید غدیر، عید بزرگ اسلام و عید تهنیت است  • عید‌غدیر، افضل اعیاد و روز نزول جمیع خیرات و برکات است  • بهترین لباس آنستکه انسان را از خدا به غیر خدا مشغول نکند  • تأسّی به رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله در همۀ جهات ـ از جمله در لباس ـ موجب نجات،‌ و تقلید از کفار موجب خواری و ذلّت است

سرای جاوید

امام شناسی ج9

12
  • ساكن نگشته بود كه دربارۀ حیدر وصیّت كرد؟!

  •  ٢ ـ و به مردم گفت: درحالى‌كه قوم قریش در غدیر خمّ همگى حاضر بودند و پیامبر مى‌خواند آنچه را كه دربارۀ او بود؛ و درحالى‌كه قوم با یكدیگر به پنهانى سخن مى‌گفتند و إظهار آراء خود را نمى‌كردند:

  •  ٣ ـ على بن أبی‌طالب، آن قدر به من نزدیك است كه همانند تكمۀ من است كه در پیراهن من است، و او نصیر و یاور من است، و مثال او با من مثال هارون وصىّ حضرت موسى است نسبت به موساى پیغمبر.

  •  ٤ ـ آیا شما ندیدید آن مار عظیم را كه نزد على آمد و على را شفیع خود در نزد خداوند قرار داده، استشفاع مى‌نمود، و آن حیوان معصوم زبان خود را درآورده و به على مى‌مالید و مى‌لیسید.

  •  ٥ ـ و به بركت شفاعت آن حضرت به مقام أولیّۀ خود برگشت و همانند طاووس زیبائى پرواز كرد. گویا او در میان پادشاهان استعلا و بلندپروازى كرده بود و بدین جهت مستحقّ حبس گردیده بود.1

  •  ٦ ـ آیا على آن دست را بعد از جدا شدنش ردّ نكرد و به جاى خود متّصل‌

  •  

    1. و این داستان را ابن حمّاد، بنابر نقل ابن شهرآشوب در «مناقب» ج ١، ص ٤٥٧ در ابیات خود ذكر كرده است:
      وَ مَنْ نَاجَاهُ ثُعْبَانٌ عَظِیمٌ ** بِبابِ الظُّهْرِ ألْقَتْهُ السَّحابُ
      رَآهُ النَّاسُ فَانْخَفَلوا بِرُعْبِ ** وَ اُغْلِقَتِ الْمَسَالِكُ وَ الرِّحَابُ
      فَلَمّا أنْ دَنَا مِنْهُ عَلِیٌّ ** تَدانیَ النّاسُ وَانْحَشَدَ الْحُبَابُ
      فَكَلَّمَةُ عَلیٌّ مَسْتَطیلًا ** فَأقْبَلَ لاَ یَخافُ وَ لاَ یَهابُ
      وَرنَّا رَنَّةً وَ انْسَابَ فِیهِ ** یَقُولُ وَ قَدْ تَسَتَّرَهُ الثِّیابُ
      أنَا مَلِكٌ مُسِخْتُ وَ أنتَ مَوْلیً ** دُعاؤكَ إنْ مَنَنْتَ بِهِ عُجابُ
      أتَیْتُكَ تَائِبًا فَاشْفَعْ إلَی مَنْ ** إلَیْهِ مِنْ جِنایَتِیَ الْمَتَابُ
      فَأقْبَلَ داعِیًا وَ أتَی أخوهُ ** یُؤَمِّنُ فِی الدُّعآءِ لَهُ انْسِكابُ
      فَلَمّا أن أجیبَ أظَلَّ یَعْلُو ** كَما یَعْلُو لَدَی الْجو العُقابُ
      نَبَتْهُ بِریشِ طاووسٍ عَلَیْهِ ** جَواهِر زَانَها التِّبْرُ الْمُذابٌ
      یَقولُ لَقَدْ نَجُوْتُ بِأهْلِ بَیْتٍ ** بِهِمْ یُصْلَی لَظَی وَ بِهِمْ یُثابُ
/