
امام شناسی ج9
جلد نهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش چهارم از موضوع غدیر: عید غدیر، معنای حقیقی عید و آداب آن» و «استشهادها به حدیث غدیر در طول تاریخ» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • استشهادات به حدیث غدیر توسط صحابه، علماء، و حتی دشمنان اهلبیت علیهمالسلام • مجلس پراهمیت مأمون با علمایعامّه دربارۀ ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام • نزول آیۀ «سأل سائل..» دربارۀ منکر حدیث غدیر و پاسخ به شبهات ابنتیمیه • نزاع شیعه و اهل سنت در اصول شریعت است نه در فروعات • معنای عید در لغت و اصطلاح • عید غدیر، عید بزرگ اسلام و عید تهنیت است • عیدغدیر، افضل اعیاد و روز نزول جمیع خیرات و برکات است • بهترین لباس آنستکه انسان را از خدا به غیر خدا مشغول نکند • تأسّی به رسولالله صلیاللهعلیهوآله در همۀ جهات ـ از جمله در لباس ـ موجب نجات، و تقلید از کفار موجب خواری و ذلّت است
امام شناسی ج9
56و ملاّ على متّقى در «كنْز العمّال» كه این حدیث را از ابن أبى لیْلى روایت مىكند، در ذیلش مىگوید: وَ كَتَمَ قَوْمٌ، فَمَا فَنَوْا مِنَ الدُّنْیَا اِلّاَ عَمُوا وَ بَرِصُوا.1
«و جماعتى در رُحْبَه از شهادت خوددارى كردند، و از دنیا نرفتند مگر آنكه كور شدند و پیس شدند.»
و همچنین ابن أثیر در ترجمۀ أحوال نَاجیَة بن عَمْرو از طریق أبو نعیم و أبو موسى مدائنى با سلسله سند خود از عَمرو بن عبد الله بن یعلى بن مُرّة، از پدرش از جدّش، یَعْلَی روایت مىكند كه: شنیدم رسول خدا صلّى الله علیه و آله مىفرمود: مَنْ كُنْتُ مَوْلاَهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاَهُ. اَللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاَهُ، وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ.
و چون على علیه السّلام به كوفه وارد شد، مردم را به سؤال با سوگند طلبید و ده و أندى نفر برخاستند و شهادت دادند كه در بین آنها أبُوأیُّوب أنْصاری صاحب منزلی که رسول خدا در مدینه در آن وارد شدند و دیگر نَاجِیَة بن عَمْرو خُزَاعِی بودند.2
و ابن حجر عَسْقَلانی از کتاب «موالات» ابن عُقْدَه، این حدیث را نیز روایت كرده است.3
روایت ابونعیم اصفهانى در «حلیة الاولیاء» دربارۀ احتجاج به حدیث غدیر
ابونُعَیم اصفهانی با سند متّصل خود از عُمَیْرة بن سَعْد آورده است که او گفت: من شاهد بودم که علی علیه السّلام بر فراز منبر اصحاب رسول خدا را با سوگند به خدا مورد استفهام قرار داده بود، و در میان آنها أبوسَعِید و أبُوهُرَیره و أنَس بن مالک بودند، و ایشان دور منبر بودند، و على علیه السّلام گفت:
نَشَدْتُكُمْ بِاللهِ هَلْ سَمِعْتُمْ رَسُولَ اللهِ صلّی الله علیه و آله و سلّم یَقُولُ: مَنْ كُنْتُ مَوْلاَهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاَهُ؟! فَقَامُوا كُلُّهُمْ فَقَالُوا: اَللَّهُمَّ نَعَمْ. وَ قَعَد رَجُلٌ، فَقَالَ: مَا مَنَعَكَ أنْ تَقُومَ؟ قَالَ: یَا أمِیرَالْمُؤْمِنینَ! كَبُرْتُ وَ نَسِیتُ.
فَقَالَ: اَللَّهُمَّ إنْ كَانَ كَاذِبًا فَاضْرِبْهُ بِبَلاَءٍ حَسَنٍ، قَالَ: فَمَا مَاتَ حَتَّی رَأیْنَا بَیْنَ
- «كنزل العمّال»، ج ٦، ص ٣٩٧.
- «اُسْدُ الغابة» ج ٥، ص ٦.
- «الإصابة» ج ٣، ص ٥٤٢.
