اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج9

0
اعتقادات

جلد نهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش چهارم از موضوع غدیر: عید غدیر، معنای حقیقی عید و آداب آن» و «استشهادها به حدیث غدیر در طول تاریخ» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • استشهادات به حدیث غدیر توسط صحابه، علماء، و حتی دشمنان اهل‌بیت علیهم‌السلام  • مجلس پراهمیت مأمون با علمای‌عامّه دربارۀ ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • نزول آیۀ «سأل سائل..» دربارۀ منکر حدیث غدیر و پاسخ به شبهات ابن‌تیمیه  • نزاع شیعه و اهل سنت در اصول شریعت است نه در فروعات  • معنای عید در لغت و اصطلاح  • عید غدیر، عید بزرگ اسلام و عید تهنیت است  • عید‌غدیر، افضل اعیاد و روز نزول جمیع خیرات و برکات است  • بهترین لباس آنستکه انسان را از خدا به غیر خدا مشغول نکند  • تأسّی به رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله در همۀ جهات ـ از جمله در لباس ـ موجب نجات،‌ و تقلید از کفار موجب خواری و ذلّت است

امام شناسی ج9

65
  • أحْنَف آمد و به او خبر داد كه اینك در اینجا زُبَیر است كه دارد از این سرزمین عبور مى‌كند. أحْنَف گفت: من با زبیر چه كارى باید بكنم؟ او میان دو گروه بزرگ از مردم را جمع كرده كه با یكدیگر جنگ كنند و برخى برخى را بكشند، و اینك خودش بطور سلامت به منزل خود باز مى‌گردد.

  • چند نفر از بنو تمیم خود را به زبیر رساندند و از میان آنها عَمْرُو بْنُ جُرْمُوز سبقت کرده و خود را به زبیر رسانید، در حالیکه زبیر پیاده شده بود و آمادۀ نماز بود (و به او گفت: آیا تو إمام من می‌شوی یا من إمام تو شوم؟) و زبیر إمام او برای نماز شد. عَمْرُو بْنُ جُرْمُوز در حال نماز زبیر را کشت در سن هفتاد و پنج‌سالگی. و بعضی گفته‌اند: أحْنَف بن قَیْس بواسطۀ أفرادی که از قوم خود گسیل داشت زبیر را کشته است و در حقیقت او قاتل زبیر است.

  • عَمْرُو بْنُ جُرْمُوز شمشیر و انگشترى و سر زبیر را نزد أمیرالمؤمنین علیه السّلام آورد، و بعضى گفته‌اند: سر را نیاورده است. حضرت فرمود: سَیْفٌ طَالَما حَلاَ الْکَرْبَ عَنْ (وَجْهِ) رَسُولِ اللهِ صلّی الله علیه و آله و سلّم لَکِنَّهُ الْحَیْنُ وَ مَصَارِعُ السُّوءِ، وَ قَاتِلُ ابْنِ صَفِیَّةَ فِی النَّارِ.1 

  • «چون چشم حضرت به شمشیر زُبَیر افتاد فرمود: این شمشیرى است كه چه بسیار در مدّت‌هاى دراز، غُصّه و أندوه را از (چهرۀ) رسول خدا زدوده است و برطرف نموده است، و لیكن محنت و هلاكت به رو در افتادن و زمین خوردن در لغزشگاه‌هاى ناپسند، كار زبیر را بدینجا كشانید، و كشنده پسر صفیّه (زبیر) در آتش است».

  • براى آنكه زبیر را غیلة و غَفْلة كشت، و در اسلام فَتْک نیامده است و كشتن به طور غفلت كه در امروز آن را ترور نامند جائز نیست. و علاوه در كشتن زُبَیر خودسرى نموده و بدون دستور إمام او را كشته است. زبیر اینك دست از جنگ برداشته و به راه دیگر مى‌رفت، به چه مجوّز شرعى بدون إجازۀ إمام او را كشت؟

  • و امّا سرگذشت طلحه این‌طور شد كه: او با جماعتى از أصحابش مشغول جنگ‌

    1. «مروج الذّهب» ج ٢، ص ٣٧٢ و ص ٣٧٣.