اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج9

0
اعتقادات

جلد نهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش چهارم از موضوع غدیر: عید غدیر، معنای حقیقی عید و آداب آن» و «استشهادها به حدیث غدیر در طول تاریخ» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • استشهادات به حدیث غدیر توسط صحابه، علماء، و حتی دشمنان اهل‌بیت علیهم‌السلام  • مجلس پراهمیت مأمون با علمای‌عامّه دربارۀ ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • نزول آیۀ «سأل سائل..» دربارۀ منکر حدیث غدیر و پاسخ به شبهات ابن‌تیمیه  • نزاع شیعه و اهل سنت در اصول شریعت است نه در فروعات  • معنای عید در لغت و اصطلاح  • عید غدیر، عید بزرگ اسلام و عید تهنیت است  • عید‌غدیر، افضل اعیاد و روز نزول جمیع خیرات و برکات است  • بهترین لباس آنستکه انسان را از خدا به غیر خدا مشغول نکند  • تأسّی به رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله در همۀ جهات ـ از جمله در لباس ـ موجب نجات،‌ و تقلید از کفار موجب خواری و ذلّت است

امام شناسی ج9

223
  • تجاوز و عدول كرده‌اند، و إمامت الهیّه را به دسائس از آن أهل بیت، و على بن أبی‌طالب سلب كرده، و به خود اختصاص داده‌اند، و غاصب این مقام گردیده‌اند.

  • شیعه مى‌گوید: شیخین خیانت كرده‌اند، و عالماً عامداً خلافت و إمامت را از أهل بیت رسول خدا بیرون برده‌اند، و در این صورت كجا مى‌توان به فهم آنها استدلال كرد؟ آیا این استدلال غیر از مصادرۀ به مطلوب است؟ و هیچیك از أهل تسنّن و عامّه نمى‌توانند، فهم این دو نفر را به دلیل عملشان دلیل بگیرند، زیرا عمل آنها صراحةً تجاوز و تعدّى بوده است.

  • غَزَّالِیّ در کتاب سِرُّ الْعَالَمَیْن از این حقیقت پرده بر می‌دارد و صریحاً می‌گوید: عمر در جواب رسول خدا به حدیث ولایت‌: مَنْ کُنْتُ مَوْلاَهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاَهُ پاسخ مثبت داد، و با تسلیم و رضایت به إمامت و ولایت أمیرالمؤمنین علیه السّلام بَخٍّ بَخٍّ لَکَ یَا أَبَاالْحَسَنِ لَقَدْ أَصْبَحْتَ مَوْلاَیَ وَ مَوْلَی کُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مؤْمِنَةٍ گفت. و این ألفاظ دلالت بر تسلیم و رضا و تحكیم إمارت على دارد، و لیكن به واسطۀ غلبۀ هواى نفس امّاره، در أثر محبت به ریاست، و بر دوش گرفتن بار خلافت، و برافراشتن پرچم‌هاى بزرگ، و نیز به علّت به حركت در آمدن اشتیاق قلبى آنها در صداى بهم خوردن پرچم‌هاى لشكر و در هم ریختن اسبان تازى با مردان جنگى، در فتح شهرها و گشودن كشورها، ایشان را از جام شراب هواى نفس أمّاره مست كرد، تا به همان خلاف دیرین جاهلیّت خود بازگشتند، و حقّ را به پشت سر انداختند، و با ثمن بخس و بهاى بى‌ارزشى، پیمان خداوند را فروختند و چه معامله بد و زیانبارى كردند.

  • و رسول خدا پیش از آنكه مرگ او فرا رسد، گفت: دوات و كاغذى بیاورید، براى آنكه إشكال امر شما را از بین ببرم، و براى شما بگویم كه چه كسى بعد از من استحقاق خلافت را دارد.

  • عمر گفت: این مردك را رها كنید كه هجر مى‌گوید و اختلاط بهم رسانده است! و یا بواسطۀ غلبه مرض، هذیان مى‌گوید و گفتارش نامعقول است!1

    1. «سِرّ الْعَالَمَیْن»، طبع نجف، مطبعۀ نعمان، سنۀ ١٣٨٥، ص ٢١. و ما در ج ٨ از «امام شناسى»، درس ١١٨ تا ١٢٠ در ص ٢٤٨ ـ ٢٤٩ به اثبات رسانده‌ايم كه سرّ العالمين از غزالى است. و عليهذا به تشكيكى كه جناب دانشمند محترم آقاى سيّد جعفر مرتضى عاملى در نسبت اين كتاب به غزالى كرده‌اند ـ در مجله‌اى كه به نام ستراثنا» منتشر مى‌شود، در شمارۀ دوم، سال اوّل، پائيز ١٤٠٦، ص ٩٧ و ص ٩٨ ـ نبايد توجّه كرد، زيرا أوّلاً عدم اجتماع غزالى با مُعرّى در حيات، دليل بر تصرّفى در اين خصوص مى‌شود نه در اصل كتاب و همه ابواب آن. و أبو حامد نيز ممكن است در نسخ با اين حامد اشتباه نوشته شده باشد، و كتبى را كه نام برده‌اند و در آن كتاب، غزالى بخود نسبت داده است و در صورت كتب غزالى نيست، در صورتى كه عين اين كتب با مطالب محتويّه در آن، انتسابش به مصنّف ديگرى محقّق نشود نمى‌توان از غزالى بشمار نياورد، زيرا ممكن است از كتبى باشد كه خود او تصنيف كرده و بعد از مردنش مفقود شده باشد و كم لها من نظير.