
امام شناسی ج9
جلد نهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش چهارم از موضوع غدیر: عید غدیر، معنای حقیقی عید و آداب آن» و «استشهادها به حدیث غدیر در طول تاریخ» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • استشهادات به حدیث غدیر توسط صحابه، علماء، و حتی دشمنان اهلبیت علیهمالسلام • مجلس پراهمیت مأمون با علمایعامّه دربارۀ ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام • نزول آیۀ «سأل سائل..» دربارۀ منکر حدیث غدیر و پاسخ به شبهات ابنتیمیه • نزاع شیعه و اهل سنت در اصول شریعت است نه در فروعات • معنای عید در لغت و اصطلاح • عید غدیر، عید بزرگ اسلام و عید تهنیت است • عیدغدیر، افضل اعیاد و روز نزول جمیع خیرات و برکات است • بهترین لباس آنستکه انسان را از خدا به غیر خدا مشغول نکند • تأسّی به رسولالله صلیاللهعلیهوآله در همۀ جهات ـ از جمله در لباس ـ موجب نجات، و تقلید از کفار موجب خواری و ذلّت است
امام شناسی ج9
201مىسازند.
دنیاپرستان چون وصول به منافع دنیوى فقط مورد نظر و هَدَف آنهاست، در وقت بروز و ظهور حادثه دنیوى عید مىگیرند، پادشاهان پس از لشكركشى و خونریزى و غلبه بر حریف و سلطه بر أقوام مورد نظر جشن مىگیرند، و طاق نصرت مىبندند، و آن خاطره پیروزى را همه ساله إعاده مىكنند.
ایرانیان قدیم نوروز را عید مىگرفتند، به جهت آنكه سبزه از زمین مىروید و درختها سبز مىشود و فصل خرّمى و شادابى زمین است، فصل خزان و زمستان سپرى شده، و اینك زمین رو به رشد و نمو است.
این منطق كسانى است كه أبداً با معنویات و روحانیّات سر و كار ندارند، و ارزشهاى انسانى را فقط در مادّه و سبزه مىجویند، و در حقیقت با عید بهائم كه آنها در فصل بهاران شاد و شادابند، و در مرغزارها و مراتع مىچرند، و در فصل زمستان افسرده و كسل و خزیده هستند، چه تفاوتى دارد؟ آنها بدان صورت، انسان هم بدین صورت. حقیقت و واقعیّت یكى است، براى آنها بدان شكل، و براى این انسان دو پا بدین شكل.
سیّد ابن طاوس (ره) روز بلوغ فرزند خود را عید مىگیرد
سیّد ابن طاوس در كتاب «كشف المحجّة» روز تولّد پسرش را عید نمىگیرد، بلكه روز بلوغ و به شرف تكلیف در آمدن او را عید مىگیرد كه قابل خطاب خداوندى شده و قلم تكلیف بر او جارى شده است. او در فصل صد و سوم گوید: اى فرزند من: محمّد! چون به زمانى رسیدى كه خداوند جلّ جلاله تو را به كمال عقل مشرّف كرد، و خداوند جلّ جلاله در استصلاح حال تو براى همنشینى و گفتگوى با خودش و براى دخول در محضر مقدّس خودش براى اطاعت او مفاخره و با فرشتگان ملاعنه مىكند، آن وقت را تاریخ زده و محفوظ بدار! زیرا كه از أفضل أوقات أعیاد است. و در هر سالى از سالها كه خداوند عمر با بركت تو را به آن تاریخ برساند، شكر خداوند را تجدید كن، و صدقات و خدمات براى خداوند بخشنده عقل و خرد بجاى آور، كه او تو را بر شرف دنیا و آخرت دلالت كرده است، و بدان كه من خواهر تو را (شرف الأشراف) كمى پیش از آنكه به سنّ بلوغ برسد در نزد خود خواندم و آنچه مىدانستم از أحوال او كه خداوند
