
امام شناسی ج9
جلد نهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش چهارم از موضوع غدیر: عید غدیر، معنای حقیقی عید و آداب آن» و «استشهادها به حدیث غدیر در طول تاریخ» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • استشهادات به حدیث غدیر توسط صحابه، علماء، و حتی دشمنان اهلبیت علیهمالسلام • مجلس پراهمیت مأمون با علمایعامّه دربارۀ ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام • نزول آیۀ «سأل سائل..» دربارۀ منکر حدیث غدیر و پاسخ به شبهات ابنتیمیه • نزاع شیعه و اهل سنت در اصول شریعت است نه در فروعات • معنای عید در لغت و اصطلاح • عید غدیر، عید بزرگ اسلام و عید تهنیت است • عیدغدیر، افضل اعیاد و روز نزول جمیع خیرات و برکات است • بهترین لباس آنستکه انسان را از خدا به غیر خدا مشغول نکند • تأسّی به رسولالله صلیاللهعلیهوآله در همۀ جهات ـ از جمله در لباس ـ موجب نجات، و تقلید از کفار موجب خواری و ذلّت است
امام شناسی ج9
153در روز هجدهم شهر ذوالحجّه بوده است، تا وقت رحلت آن حضرت كه پس از ماه محرّم و صفر بوده است، دیگر به مكّه مراجعت ننمودند.
أبطح، اختصاص به مكّه ندارد
جواب: این مسكین جاهل بوده، و یا تجاهل نموده است كه: أبطح، علم براى موضع خاصّى در مكّه نیست، بلكه أبْطَحْ و بَطْحآء اسم جنس است براى هر جاى وسیعى كه به واسطه آمدن سیل، و یا وزش باد، در آنجا شنهاى ریز كه در زبان فارسى به آن ماسهبادى گویند جمع شود، و آن زمین به واسطۀ نداشتن خاك قابل زراعت نیست. و نظیر این زمین هم در مكّه هست، و هم در مدینه، و هم در عراق، و در بسیارى از نقاط دیگر كه وزش باد آن شنهاى خرد و نرم را در زمین مىگسترد، و یا پس از فرو نشستن سیل كه تمام وادى را فرا گرفته است، آن ماسهها تهنشین مىشود، و زمین را به صورت رمل و ماسّه بسیار خرد و روان در مىآورد.
در «تاج العروس» گوید: و بَطِحٌ بر وزن کَتِفٌ، رَمْل است در بَطْحآء. و جوهری و غیره ذکر کردهاند که: (بَطِیحَه و بَطْحآء و أبْطَح) عبارت است از مسیل وسیعی که در آن ریگهای ریز باشد، و از جمله أبْطَحْها، أبْطَح مکّه است که در حدیث وارد است: رسول خدا در أبْطَح نماز گزاردند. مراد أبْطَح مکّه است یعنی مسیل وادی مکّه. و از أبوحنیفه وارد است که: در أبْطَح هیچ چیز نمیروید و آن عبارت از بطن سیل گاه است، و از نَضْر وارد است که: بَطْحآء بطن زمین پست و وادی است که به واسطۀ جریان سیل، خاک نرم و شن ریز در آنجا جمع میشود، و گفته میشود که ما در أبْطَح وَادی آمدیم، و در آنجا خوابیدیم، و یا در بطحاء وادى آمدیم، یعنى در روى شنهاى نرم و خاكهاى ریز و سهل و رقیق.
تا آنكه گوید: بَطْحآءِ مکّه و أبْطَح مکّه، معروف است، به واسطۀ گسترده شدن و اتّساع آن. و زمین مِنَی از جزو أبْطَح است. و قُرْیشِ بِطَاح آنانند که در أبَاطِح مکّه و بَطْحآء مکّه زیست میکنند، و قُرَیَشْ ظَوَاهِر آنانند که در حَوَالَی مکّه منزل دارند.
و در «تهذیب اللغة» از ابن اعرابى نقل است كه قُرْیشِ بِطَاح در داخل شِعْب، بین دو أخْشَبِ مکّه زندگی میکنند و قُرَیْشِ ظَوَاهِر در خارج شعب منزل دارند. و
