اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج9

0
اعتقادات

جلد نهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش چهارم از موضوع غدیر: عید غدیر، معنای حقیقی عید و آداب آن» و «استشهادها به حدیث غدیر در طول تاریخ» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • استشهادات به حدیث غدیر توسط صحابه، علماء، و حتی دشمنان اهل‌بیت علیهم‌السلام  • مجلس پراهمیت مأمون با علمای‌عامّه دربارۀ ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • نزول آیۀ «سأل سائل..» دربارۀ منکر حدیث غدیر و پاسخ به شبهات ابن‌تیمیه  • نزاع شیعه و اهل سنت در اصول شریعت است نه در فروعات  • معنای عید در لغت و اصطلاح  • عید غدیر، عید بزرگ اسلام و عید تهنیت است  • عید‌غدیر، افضل اعیاد و روز نزول جمیع خیرات و برکات است  • بهترین لباس آنستکه انسان را از خدا به غیر خدا مشغول نکند  • تأسّی به رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله در همۀ جهات ـ از جمله در لباس ـ موجب نجات،‌ و تقلید از کفار موجب خواری و ذلّت است

امام شناسی ج9

139
  • بر این دو طایفه مى‌تازد.

  • یعنى نه از علوم عقلى و جَوَلان أندیشه بهره‌اى داشت، و نه از علوم باطنى و سرّى و قلبى توشه‌اى برداشته بود، فلهذا صرفاً به ظواهرى از كتاب و سنّت بدون إدراك محتواى آنها دل بسته و بدان قانع شده، و همچون خوارج خشك، و بى‌محتوى، عالم و خلقت و دنیا و آخرت و خدا و شیطان و سعادت و شقاوت را با همان فكر و اندیشۀ ساختگى تخیّلى خود، بنا نهاده و بر طبق آن حكم خود را مجرى ساخته است.

  • او كتاب خود را كه به نام مِنْهَاجُ السُّنَّة فی نَقْضِ کَلاَمِ الشّیعَةِ وَ الْقَدَریّة است، در ردّ کتاب علاّمۀ حلّی: مِنْهَاجُ الْکَرَامَة فی مَعرِفَةِ الإمَامَة نوشته است.

  • علاّمۀ حلّى كتاب «منهاج الكرامه» را در استدلال بر إمامت على بن أبی‌طالب و أفضلیّت آن حضرت از جمیع خلایق بعد از رسول خدا، براى سلطان محمّد خدابنده (الجایتو) نوشته است، و در آن كتاب از آیات قرآن و احادیث مسلّمه در نزل أهل تسنّن مطالبى را آورده است، كه جاى شك و تردید نیست.

  • سلطان محمد خدابنده كه در اثر مباحثۀ علاّمۀ حلّى در سال ٧٠٧ هجرى با فقهاى بزرگ مذاهب اربعۀ تسنّن (حنفى و حَنْبَلی و شافِعی و مالكى) و محكوم و مُفْحَم شدن آنها، دانست كه حقّ با شیعیان و مذهب راستین در مكتب تشیّع است، دست از مذهب دیرین خود برداشته، و شیعه شد، و به تمام أمصار و شهرها نوشت تا در خطبه‌ها نام خلفاى ثلاثه را حذف كنند و نام على بن أبی‌طالب و أئمّۀ دوازده گانه شیعه را ببرند،1 و در مساجد و تكایا نام آن بزرگواران را كه فقهاى أهل بیت و إمامان راستین هستند، بنگارند و نقش كنند، و رسمیّت مذهب‌

    1. در «مجالس المؤمنین»، در مجلس هشتم ضمن ترجمۀ حال سلطان خدابنده، در ص ٤٠٣ گوید: و حكم رفت كه در تمامت ممالك ایران زمین خطبه كنند، و نام صحابه سه گانه را از خطبه بیندازند و بر نام أمیرالمؤمنین على و إمام حسن و إمام حسین علیهم السلام اختصار نمایند. و در سنۀ تسع و سبعمائة تغییر سكّه كردند و از نام صحابه به نام أمیرالمؤمنین على، اختصار نمودند، و حیّ علی خیرالعَمَل در أذان إظهار كردند، و در تمام ممالكِ الجایتو سلطان این معنى منتشر شد مگر در قزوین. و مذهب مهجور شیعه رونقى و رواجى تمام گرفت.