اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج9

0
اعتقادات

جلد نهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش چهارم از موضوع غدیر: عید غدیر، معنای حقیقی عید و آداب آن» و «استشهادها به حدیث غدیر در طول تاریخ» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • استشهادات به حدیث غدیر توسط صحابه، علماء، و حتی دشمنان اهل‌بیت علیهم‌السلام  • مجلس پراهمیت مأمون با علمای‌عامّه دربارۀ ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • نزول آیۀ «سأل سائل..» دربارۀ منکر حدیث غدیر و پاسخ به شبهات ابن‌تیمیه  • نزاع شیعه و اهل سنت در اصول شریعت است نه در فروعات  • معنای عید در لغت و اصطلاح  • عید غدیر، عید بزرگ اسلام و عید تهنیت است  • عید‌غدیر، افضل اعیاد و روز نزول جمیع خیرات و برکات است  • بهترین لباس آنستکه انسان را از خدا به غیر خدا مشغول نکند  • تأسّی به رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله در همۀ جهات ـ از جمله در لباس ـ موجب نجات،‌ و تقلید از کفار موجب خواری و ذلّت است

امام شناسی ج9

107
  • گفت: آیا تو روایت أحادیث را مى‌كنى؟!

  • گفتم: آرى! گفت: حدیث طیر را1 (پرنده را) مى‌دانى؟! گفتم: آرى!

  • گفت: براى من حدیث كن! و من حدیث طیر را براى او بازگو كردم.

  • گفت: من تا به حال كه با تو سخن مى‌گفتم و مكالمه مى‌نمودم، چنین مى‌پنداشتم كه تو كسى هستى كه مُعانِدِ حقّ و دشمن با واقعیّت نیستى! و لیكن الآن عناد و دشمنى تو براى من ظاهر شد! آیا تو یقین دارى كه این حدیث صحیح است؟! گفتم: بلى. این حدیث را كسانى روایت كرده‌اند كه ردّ آن بر من ممكن نیست.

  • گفت: به من بگو: كسى كه یقین دارد این حدیث صحیح است، و سپس چنین گمان كند كه أحدى از أفراد از على أفضل باشد، حال او از یكى سه وجه خارج نیست:

  • یا اینكه در نزد او دعاى رسول خدا ردّ شده و به إجابت نرسیده است؟ و یا

    1. این حدیث را شیعه و عامّه با سند متواتر و راویان موثّق روایت كرده‌اند كه روزى أنَس بن مالِك (خادم رسول خدا) پرندۀ بریان شده‌اى را در نزد آن حضرت گذارد، رسول الله دعا كرد كه: اللَّهمّ أدْخِلْ إلَیَّ أحبَّ خَلْقِکَ إلیکَ یَأکُل مَعی مِنْ هَذَا الطَّائر ( خداوندا محبوب‌ترین خلق خود را به سوى من بفرست تا با من از این پرنده بخورد)، در همان وقت على علیه السلام بر رسول خدا وارد شدند و با حضرت از آن تناول نمودند. انس مى‌گوید: چون رسول خدا این دعا را كردند، من با خود گفتم: خداوندا این محبوب‌ترین خلق خود را مردى از طائفۀ أنصار قرار بده( چون أنس از أنصار بود و مى‌خواست این افتخار یعنى محبوب‌ترین خلق خدا در نزد خدا از قوم خودش باشد.) در این حال على در خانه را زد، أنس به پشت در رفت و به أمیرالمؤمنین علیه السلام گفت: رسول خدا در منزل مشغول قضاء حاجتى هستند، و در را باز نكرد. بار دیگر رسول خدا دعا كردند: اللهمَّ أدْخِل إلیَّ أحبَّ خلقک الیک یأکل معی من هذا الطائر. باز أمیرالمؤمنین در زدند و انس از باز كردن در تعلّل كرد. پیامبر براى بار سوم دعا كردند. و چون أمیرالمؤمنین در زدند رسول خدا گفتند: چرا در را باز نمى‌كنى؟! أنس گفت: یا رسول الله مى‌خواستم مردى از أنصار باشد، حضرت فرمودند: لَسْتَ بأوّلِ رَجُلٍ أحَبَّ قَومَه‌،( تو اوّلین مردى نیستى كه قوم و خویشاوندان خود را دوست داشته باشد). در را باز كردم و على علیه السلام وارد شد و رسول خدا پرسید: اى على چرا دیر آمدى؟ أمیرالمؤمنین جریان قضیه را گفتند كه دو بار آمدم و انس گفت: رسول خدا نمى‌توانند ملاقات كنند. أمیرالمؤمنین با رسول خدا از آن پرنده میل كردند.