اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امام شناسی ج8

38٬810
اعتقادات

جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  هم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم  • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین  • مراد از نعمت، ولایت است  • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام  • وجوه مختلف بطلان رأی‌گیری در سقیفه  • امیرالمؤمنین لقب خاص علی‌بن‌ابی‌طالب است  • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود  • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است  • امیرالمؤمنین علیه‌السلام میزان سنجش نیکی‌ها و زشتی‌ها است  • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان می‌شوند

سرای جاوید

امام شناسی ج8

56
  • شَى‌ءٌ قَطُّ إلا نَقَصَ. قَالَ: صَدَقْتَ!1

  •  «عمر گفت: سبب گریه من اینست كه: ما پیوسته در دین خودمان رو به زیادتى مى‌رفتیم، و امّا چون دین كامل شد هیچ چیز نیست كه كامل شود مگر اینكه نقصان مى‌پذیرد. فرمود: راست گفتى»!

  •  و همچنین نظیر این روایت را به وجه دیگرى در «الدُّرُّ الْمَنْثُور» از احمد بن حنبل از عَلْقَمَة بن عبداللَه مُزنى روایت مى‌كند كه او گفت: مردى به من گفت: من در مجلس عمر بن خطّاب بودم و او به مردى از قوم گفت: تو چگونه از رسول خدا شنیدى كه اسلام را توصیف كند؟!

  •  آن مرد گفت: سَمِعْتُ رَسولَ اللهِ صَلَّى اللَه علیه (و آله) و سلّم یقولُ: إنَّ الإسْلَامَ بَدَأ2 جَدَعاً ثُمَّ ثَنِیاً ثُمَّ رَبَاعِیا ثُمَّ سَدَسِیا ثُمَّ بَازلًا. قَالَ عُمَرُ: فَمَا بَعْدَ البُزُولِ إلّا النُقصان.3

  •  «شنیدم كه رسول خدا صلّى اللَه علیه و آله و سلّم مى‌گفت: اسلام در ابتداء همانند جَذَع‌ ظهور كرد (بچّه حیوانى كه هنوز دندان در نیاورده است)، و پس از آن رشد كرد و همانند ثَنِى‌ ظهور كرد (بچّه حیوانى كه چهار دندان جلوى او كه آنها را ثنایا گویند، در آمده باشد)، و پس از آن رشد كرد و همانند رَباعى‌ ظهور كرد (بچّه حیوانى كه رباعیات او كه عبارتند از چهار دندان در اطراف ثنایا درآمده باشد)، و پس از آن رشد كرد و همانند سَدّسِى‌ ظهور كرد (بچّه حیوانى كه هنوز سنّش به‌ بَازِل‌ نرسیده است). و پس از آن همانند بَازِل ظهور كرد. (بچّه حیوانى كه دندانهاى ناب او كه در پشت رباعیات است، درآمده باشد. و در این صورت حیوان مانند گوسفند و گاو شتر به مرحله كمال خود رسیده است).

    1. «الدّرُّ المنثور» ج ٢، ص ٢٥٨، و «تفسير ابن کثير» ج ٢، ص ٤٨٩، و «تفسير طبرى» ج ٦، ص ٨٠.
    2. بَدَأ، يبْدَأ لازم استعمال شده است. جوهرى در «صحاح اللغة» گويد: بَدَأتُ بِالشَّى‌ء بَدْءاً: ابْتَدَأتُ بِهِ. و ابن اثير در «نهايه» آورده است. و منه حديث على ـ رضى الله عنه ـ وَ اللهِ لَقَدْ سَمِعْتُهُ يقُول: لَيضْرِبُنَّکمْ عَلَى الدِّين عَوْداً کما ضَرَبْتُمُوهُ عَلَيهِ بَدْءاً. أى اوّلًا: «سوگند به خدا که طايفه عجم شما را براى اقامه دين با شمشير مى‌زنند در انتهاى کار، همچنانکه در اوّل کار شما آنها را با شمشيرد زديد.» و منه الحديث ... وَعدْتُمْ مِن حَيثُ بَدَأتمُ.
    3. «الدّر المنثور» ج ٢، ص ٢٥٩.
/ 12