
امام شناسی ج8
جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. همترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین • مراد از نعمت، ولایت است • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علیبنابیطالب علیهالسلام • وجوه مختلف بطلان رأیگیری در سقیفه • امیرالمؤمنین لقب خاص علیبنابیطالب است • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است • امیرالمؤمنین علیهالسلام میزان سنجش نیکیها و زشتیها است • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان میشوند
امام شناسی ج8
99از جریان خطبه رسول الله، عمر على را ملاقات كرد و گفت: گوارا باد تو را اى پسر أبو طالب! صبح كردى در حالى كه مولاى هر مرد مؤمن و هر زن مؤمنهاى هستى»!
هفتم: فقیه ابنُ الْمَغَازلى در «مناقِب» با سند دیگر، و خطیب خوارزمى در «مناقِب» با سند دیگر بدین عبارت آوردهاند كه: فِانْصَرَفَ عَلِىُّ قَرِیرَ الْعَینِ فَأتْبَعَهُ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ فَقَالَ: بَخٍّ بَخٍّ یا أبَا الْحَسَنِ! أصْبَحْتَ مَوْلَاىَ وَ مَوْلَى کلِّ مُسْلِمٍ! «على پس از خطبه رسول اللَه با خوشحالى راه افتاد، عمر بن خطّاب به دنبال او رفت و گفت: آفرین آفرین اى أبو الحسن! صبح كردى در حالى كه مولاى من و مولاى هر مسلمان هستى»!
هشتم: أبو الفتح محمّد بن على نطنزى در «الخصائص العلویه»، و شیخ الاسلام حَمُّوئى با سند دیگر روایت كردهاند كه: قَالَ عُمَرُ: بَخٍّ بَخٍّ یا بْنَ أبِى طَالِبٍ! أصْبَحْتَ مَوْلَاىَ وَ مَوْلَى کلِّ مُسْلِمٍ. «عمر گفت: آفرین آفرین اى پسر أبو طالب! صبح كردى در حالى كه مولاى من و مولاى هر مسلمان هستى»!
نهم: أبو محمّد عَاصِمى در «زَینُ الْفَتَى» با سند دیگر بدین عبارت آورده است كه: قَالَ عُمَرُ: هَنِیئاً لَک یا أبَا الْحَسَنِ! أصْبَحْتَ مَوْلَى کلِّ مُسْلِمٍ! «عمر گفت: گوارا باشد بر تو اى أبو الحسن! صبح كردى در حالى كه مولاى هر مسلمان هستى»!
دهم: أبو السَّعادات ابن اثیر شیبانى در «نهایة»، و شهاب الدِّین قَسْطَلانى در «الْمَوَاهِبُ اللَّدُنیة» بدین عبارت آوردهاند كه: قَوْلَ عُمَرَ لِعَلِىٍّ: أصْبَحْتَ مَوْلَى کلِّ مُؤْمِنٍ. «گفتار عمر به على: صبح كردى در حالى كه مولاى هر مؤمنى هستى»!
یازدهم: عِزُّالدِّین ابن اثیر شیبانى بدین عبارت آورده است كه: عُمَر گفت: یا ابْنَ أبِى طَالِبٍ! أصْبَحْتَ الْیوْمَ مَوْلَى کلِّ مُؤْمِنٍ.1 «اى پسر أبو طالب! امروز صبح كردى در حالى كه مولاى هر مؤمنى مىباشى»!
بارى اینها بعضى از روایاتى بودكه دلالت داشت بر اینكه شیخین اقرار و اعتراف به ولایت أمیرالمؤمنین علیه السّلام داشتهاند ولیكن ولایت را به معنائى غیر از امامت و امارت و خلافت حمل مىكردهاند تا با امارت و حكومت آنها مخالفتى نداشته باشد. و این حمل، صحیح نیست زیرا با وجود تنصیص اهل لغت و اشعار
- «الغدير» ج ١، ص ٢٧٢ تا ص ٢٨٣.
