
امام شناسی ج8
جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. همترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین • مراد از نعمت، ولایت است • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علیبنابیطالب علیهالسلام • وجوه مختلف بطلان رأیگیری در سقیفه • امیرالمؤمنین لقب خاص علیبنابیطالب است • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است • امیرالمؤمنین علیهالسلام میزان سنجش نیکیها و زشتیها است • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان میشوند
امام شناسی ج8
264مُعَاویه در پاسخ من گفت: هَیهَاتَ هَیهَاتَ!! مَلَك أخُوتَیمٍ فَعَدلَ وَ فَعَلَ مَا فَعَلَ؛ فَو اللهِ مَا عَدَا أنْ هَلَكَ، فَهَلَكَ ذَكرُهُ إلّا أنْ یقُولَ قائِلٌ: أبُو بَكرِ. ثُمَّ مَلَك أخُو عَدى فَاجْتَهَّدَ وَ شَمَّرَ عَشْرَ سِنینَ؛ فَوَ اللهِ مَا عَدَا أن هَلَك فَهَلَك ذِكرُهُ إلّا أنْ یقُولُ قائِلٌ: عُمَرُ: ثُمَّ مَلَك أخُونَا عُثْمَانُ فَمَلَك رَجُلٌ لَم یكنْ أحَدٌ فِى مِثْلِ نَسَبِهِ، فَعَمِلَ مَا عَمِلَ (وَ عُمِلَ بِهِ): فَوَ اللهِ مَا عَدَا أنْ هَلَك فَهَلَك ذِكرُهُ وَ ذِكرُ مَا فُعِلَ بِهِ.
وَ إنَّ أخَا هَاشِمٍ یصْرَخُ بِهِ فِى كلِّ یوْمٍ خَمْسَ مَرَّاتٍ: أشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللهِ. فَأَى عَمَلٍ یبْقَى مَعَ هَذَا؟ لَا امَّ لَك! وَ اللَهِ إلّا دَفُناً دَفُناً.
«دور است، دور است (باقى ماندن نام من در این حال و یا صله رحم كردن با بنى هاشم). برادر تیمى ما: أبوبكر حكومت كرد و در بین مردم به عدالت رفتار كرد و بجا آورد آنچه را بجا آورد؛ و سوگند به خدا همینكه مرد یاد او و نام او هم مرد مگر اینكه گویندهاى در وقتى نام او را ببرد و أبوبكر بگوید. و پس از آن برادر بنى عدى ما: عمر حكومت كرد، كوشش كرد و ده سال كمر بست. و سوگند به خدا همینكه مُرد یاد او و نام او هم مُرد مگر اینكه گویندهاى در وقتى نام او را ببرد و لفظ عُمَرى بر زبان آرد. و سپس برادر ما عثمان حكومت كرد و هیچكس در نَسَب همطراز و همانند او نبود و كرد آنچه را كه كرد (و نیز گذشت آنچه كه دیگران با او كردند) و سوگند به خدا همینكه مُرد یاد او و نام او هم مُرد و یاد آنچه بر او بجاى آوردند نیز مُرد.
ولى این برادر هاشمى ما (مراد رسول اللَه است) در هر روز پنج مرتبه با صداى بلند نامش را به أشهَدُ أنَّ مُحَمَّدا رَسُولُ اللَه مىبرند. كدام عملى من انجام دهم كه با وجود این إعلان و این بانگ محمّد رسول اللّه، براى من باقى بماند! اى بى مادر! سوگند به خداى كه من از پاى نمىنشینم تا این نام را در أعماق زمین دفن كنم.» (یعنى با وجود این صدا و این بانگ، هر عمل خیرى من انجام دهم نامم نمىماند و با مردن من مىمیرد. من تمام كوشش و همّت خود را مصروف داشتهام كه: نام محمّد را از روى زمین بردارم و با وجود بقاءِ نام او براى كسى در دنیا أرج و ارزشى نیست و در برابر این ندا هیچ كردار خیرى ظهور ندارد. و برداشتن این نام از فراز مأذنههاى مساجد، متوّقف است بر سخت گیرى بر بنى هاشم و آنها را از قید حیات ساقط كردن و از حسّ و نَفَس انداختن).
