اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج8

0
اعتقادات

جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  هم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم  • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین  • مراد از نعمت، ولایت است  • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام  • وجوه مختلف بطلان رأی‌گیری در سقیفه  • امیرالمؤمنین لقب خاص علی‌بن‌ابی‌طالب است  • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود  • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است  • امیرالمؤمنین علیه‌السلام میزان سنجش نیکی‌ها و زشتی‌ها است  • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان می‌شوند

امام شناسی ج8

263
  • صلّى اللَه علیه و آله و سلّم مقدّم دارد و یا سخنى در مخلوقیت آیات قرآن بگوید، و غیر از این. و در بین مردم در علّت اینكه چرا در أمر معاویه، مأمون إعلام برائت كرده است اختلاف شد و جهات مختلفى گفته شد.

  •  یكى از جهات اینست كه: بعضى از هم مجلسان و هم صحبتان مأمون، حدیثى را براى او از مُطِرف بن مُغیرَة بن شُعْبَة ثَقَفى‌ نقل كرده است. و این حدیث را زُبَیر بنِ بَكار در كتابش كه به‌ أخْبار مَعْروف به مُوفّقِیات‌ است و براى مُوَفَّق تصنیف كرده است آورده است. و آن خبر اینست كه زُبَیر بن بكار مى‌گوید: شنیدم كه: مدائنى مى‌گفت: مُطْرف بن مُغیرة بن شُعْبه گفت: من با پدرم مُغیرة بن شُعْبه به عنوان ورود و میهمان بر معاویه وارد شدیم.

  •  پدرم نزد معاویه مى‌رفت و با هم گفتگو داشتند و پس از آن به نزد من مى‌آمد و مطالب گفته شده نزد معاویه را براى من مى‌گفت: و از عقلش سخن مى‌گفت و از سخنانى كه از او شنیده بود در شگفت مى‌ماند. تا شبى پدرم از نزد معاویه باز آمد و از خوردن شام امتناع كرد. من او را غمگین یافتم و ساعتى به انتظار ماندم و چنین مى‌پنداشتم كه غصّة او درباره ما و یا عملى است كه از ما سر زده است.

  •  من به او گفتم: اى پدر، چرا تو را از شب تا به حال غمناك مى‌نگرم؟! گفت: اى فرزند من! من از نزد خبیث‌ترین و فاسدترین مردم آمده‌ام! گفتم: چگونه؟ گفت: من در حالى كه با او خلوت كرده بودم به او گفتم: اى أمیر مؤمنان! مرتبه و مقام تو از میان ما به درجه و منزلت عالى رسیده است كه از هر جهت در ما تأثیر شدید دارى! چه خوب بود كه اینك عدل و داد خود را نمایان مى‌نمودى و خیر خود را گسترده مى‌كردى زیرا كه در این وقت تو پیر شده‌اى! و چه خوب بود كه به برادران خودت از بنى هاشم نظر محبّت مى‌كردى و صلّه رحم مى‌نمودى! سوگند به خدا كه: امروز چیزى در دست ایشان نیست كه تو از آن ترس داشته باشى!1

    1. ابن أبى الحديد در شرح «نهج البلاغه» ج ١، ص ٣٣٨ گويد: معاويه از قديم الأيام دشمن على بن أبى‌طالب عليه السّلام بوده است و شديداً از او منحرف بوده است. و چطور اينگونه نباشد در حالى که در روز جنگ بدر، على عليه السّلام برادر او: حَنْظَله را کشت و دائى او خالد بن وَليد بن عُتبه را کشت، و با عموى خود حمزه در کشتن جدّ او عُتبه و يا با عموى خود حمزه در کشتن عموى او شيبه نيز ـ على اختلاف الروايتين ـ شريک بوده است.