
امام شناسی ج8
جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. همترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین • مراد از نعمت، ولایت است • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علیبنابیطالب علیهالسلام • وجوه مختلف بطلان رأیگیری در سقیفه • امیرالمؤمنین لقب خاص علیبنابیطالب است • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است • امیرالمؤمنین علیهالسلام میزان سنجش نیکیها و زشتیها است • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان میشوند
امام شناسی ج8
261هَذِهِ الْامَّة مِنَ الْفُرْقَة وَ طَاعَة أئِمَّة الضَّلالَة وَ الدُّعَاة إلَى النّار ـ الخطبة.1
«سوگند به خدا كه من مردم را أمر كردم تا در نمازهاى نافلة شبهاى ماه رمضان اجتماع نكنند و آنها را به جماعت بجاى نیاورند و فقط براى نمازهاى فریضه و واجب به جماعت حضور یابند؛ و من به آنها آگاهى دادم كه نوافل ماه رمضان را به جماعت خواندن بدعت است. در این حال بعضى از أفرادى كه در لشكر من بودند و همراه من جنگ مىكردند، یكدیگر را با صداى بلند خبر كردند كه: اى أهل اسلام! سُنّت عمر تغییر كرد. این مرد ما را از نماز نافله در ماه رمضان نهى مىكند. بطورى كه من حقّاً نگران شدم و ترسیدم كه: در ناحیهاى از جانب لشكر من فتنه بر پا كنند. من چه كشیدهام از دست این امّت از جدائى و افتراق و پیروى از امامان ضلالت و رهبران به سوى آتش دوزخ» تا آخر خطبه.
از اینجا باید دید أئمّة طاهرین ـ سلام اللَه علیهم أجمعین ـ براى برگرداندن أوضاع به زمان رسول خدا و سیره آن حضرت با چه مشكلاتى مواجه بودهاند و تا چه سرحدّ فداكارى كرده و از مال و جان و تمام شئون خود دریغ ننمودهاند.
طَبَرى در تاریخ خود، نامه مُحَمّد بن عَبدالله مَحْض صاحب نفس زكیه را به منصور دوانیقى نقل كرده و تا به اینجا مىرسد كه: محمّد مىگوید: وَ إنَّ أَبَانَا عَلَیا كانَ الْوَصِى وَ كانَ الْإمَامَ فَكیفَ وَرِثْتُم وَلَایتَهُ وَ وُلْدُهُ أحْیاءٌ. «حقّاً پدر ما على بن أبىطالب وصى رسول خدا بود و امام امّت بود. پس چگونه شما ولایت او را به إرث
- «روضه کافى» ص ٥٨ تا ص ٦٣.
