
امام شناسی ج8
جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. همترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین • مراد از نعمت، ولایت است • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علیبنابیطالب علیهالسلام • وجوه مختلف بطلان رأیگیری در سقیفه • امیرالمؤمنین لقب خاص علیبنابیطالب است • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است • امیرالمؤمنین علیهالسلام میزان سنجش نیکیها و زشتیها است • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان میشوند
امام شناسی ج8
258خطبه أمیرالمؤمنین علیه السّلام در تغییر سنتهاى خلاف
چون خلافت به أمیرالمؤمنین علیه السّلام رسید كمر همّت بست تا جائى كه میسر است بدعتها را براندازد و اوضاع را طبق زمان رسول اللَه و بر نهج سیره رسول اللَه گرداند، و از جمله زمین هایى را كه عثمان بخشیده بود، به بیت المال برگردانید. خودش در دوّمین روزى كه به خلافت رسید و مردم مدینه با او بیعت كردند به خطبه برخاست و گفت: ألا کلُّ قَطِیعَة أقْطَعَهَا عُثْمَانُ وَ کلُّ مَالِ أعْطَاهُ مِن مَالِ اللَهِ فَهُوَ مُرْدُودٌ فِى بَیتِ المَالِ؛ فَإنَّ الحَقَّ القَدِیمَ لا یبْطلُهُ شَىءٌ. وَ اللَهِ لوْ وَجَدْتُهُ قدْ تُزُوِّجَ بِه النِّساءُ وَ مُلِک بِهِ الامَآءُ، لَرَدَدْتُهُ؛ فَإنَّ فِى العَدْلِ سَعَة، وَ مَن ضَاقَ عَلَیهِ العَدْلُ فَالجَوْرُ عَلَیهِ أضْیقُ.1
«آگاه باشید كه هر قطعه و زمینى را كه عثمان بخشیده است، و هر مالى را كه از مال خدا هبه كرده است همه به بیت المال بر مىگردد، چون حقّ قدیم را چیزى نمىتواند باطل كند، سوگند به خدا كه اگر بیابم كه آن اموال را مهریه زنان خود قرار دادهاند و یا با آن كنیزان خریدارى كردهاند، من به بیت المال باز مىگردانم. زیرا كه در عدل گشایش و فراخى است، و كسى كه عدل بر او تنگ آید جور و ستم بر او تنگتر مىآید» یعنى اگر كسى عاجز باشد از اینكه تدبیر امور خود را به عدل بنماید، او از تدبیر امور خود به جور و عدوان عاجزتر است، چون در جور مظنّه مقاومت و ممانعت است و در عدل نیست.
أمیر المؤمنین علیه السّلام با تمام قوا و امكاناتى كه داشت، در مدّت قریب به پنج سال خلافت ظاهرى خود نتوانست تمام بدعتها را از بین ببرد و سنّت شیخین را براندازد و به مردم بفهماند كه در مقابل كتاب خدا و سنّت پیامبر، سنّتى دیگر اعتبار ندارد و باطل است. زیرا مردم چنان به آئین خو گرفته بودند كه تغییر این سنّت مساوق با تأسیس دین جدیدى بود؛ و دست برداشتن از آن در حكم دست برداشتن از مقدّسات دینى ایشان بود.
فلهذا براى حفظ آن سُنَن و آداب ساعى بودند و لشكریان أمیرالمؤمنین را بجز أفراد تربیت شده مكتب آن حضرت كه بسیار اندك بودند، بقیه را همین أهل تسنّن و
- از جمله و الله لو وجدُته تا آخر در «نهج البلاغه» خطبه ١٥ است. و تمام اين جملات را شيخ محمّد عَبْده در تعليقه خود از کلْبى مرفوعاً از أبى صالح از عبدالله بن عبّاس روايت کرده است که: خطب على عليه السّلام و قال کذا.
