
امام شناسی ج8
جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. همترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین • مراد از نعمت، ولایت است • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علیبنابیطالب علیهالسلام • وجوه مختلف بطلان رأیگیری در سقیفه • امیرالمؤمنین لقب خاص علیبنابیطالب است • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است • امیرالمؤمنین علیهالسلام میزان سنجش نیکیها و زشتیها است • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان میشوند
امام شناسی ج8
257دَرِ خانه انداختند.
امّ سَلَمه: زوجه پیغمبر صلّى اللَه علیه و آله و سلّم دستور داد تا او را در منزل خود (منزل امّ سلمه) آوردند. و چون عمّار هم پیمان با قبیله بنو مُغِیره بود، بنو مُغِیره بر عثمان خشمناك شدند. همینكه عثمان براى نماز ظهر از منزل بیرون رفت، هشام بن ولید بن مُغِیره، سر راه او را گرفت و گفت: سوگند به خدا اگر از این ضربت، عمّار بمیرد، من مرد بزرگى را از بنى امیه خواهم كشت. عثمان گفت: تو آنجا نیستى.
سپس عثمان به مسجد آمد، دید على در مسجد است؛ سرش به شدّت درد مىكند و دستمال بسته است. عثمان گفت: سوگند به خدا اى أبو الحسن نمىدانم آیا آرزوى مرگ تو را داشته باشم یا آرزوى زندگى تو را؟! سوگند به خدا اگر تو بمیرى من دوست ندارم پس از تو براى غیر تو زنده باشم! چون همانند تو كسى را نمىیابم. و اگر زنده باشى پیوسته یك طاغى را مىیابم كه تو را نردبان و بازوى خود گرفته است و كهف و ملجأ و پناه خود قرار داده است؛ هیچ مانعى براى من نسبت به از بین بردن او نیست مگر موقعیتى كه او در نزد تو دارد و موقعیتى كه تو در نزد او دارى! و بنابراین مثال من با تو، مثل پسر عاقّ است با پدر خود. اگر پسر بمیرد، او را به فراق خود مصیبت زده و دردناك مىكند، و اگر زنده باشد مخالفت و عصیان او مىنماید. آخر یا راه سلامت پیش گیر تا ما نیز راه مسالمت را بپیمائیم! و یا راه جنگ و ستیز را تا ما نیز به جنگ و ستیز درآئیم! مرا بین آسمان و زمین بلا تكلیف مگذار! سوگند به خدا اگر مرا بكشى همانند من كسى را نمىیابى كه بجاى من بنشیند! و اگر من تو را بكشم همانند تو كسى نمىیابم كه مقام و موقعیت تو را داشته باشد! و آن كس كه فتنه را ابتدا كرده است هیچگاه به ولایت أمر امَّت نمىرسد!
على گفت: در این سخنانى كه داشتى هر یك را پاسخى است، ولیكن اینك من گرفتار سر درد خودم هستم از پاسخ گفتن به گفتار تو! من همان جملهاى را مىگویم كه عبد صالح گفت: ﴿فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَ اللَهُ الْمُسْتَعانُ عَلى ما تَصِفُونَ﴾.1و2
- «الإمامة و السياسة» ص ٣٠، و ص ٣١.
- آيه ١٨، از سوره ١٢: يوسف: «پس صبر من، صبر نيکوست، و خداوند محلّ اعتماد و استعانت من است در آنچه شما مىگوئيد.» و مراد از عبد صالح، حضرت يعقوب است که اين جمله را به فرزندان خود گفت در وقتى که از بيابان برگشتند و خبر آوردند که يوسف را گرگ دريده است.
