
امام شناسی ج8
جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. همترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین • مراد از نعمت، ولایت است • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علیبنابیطالب علیهالسلام • وجوه مختلف بطلان رأیگیری در سقیفه • امیرالمؤمنین لقب خاص علیبنابیطالب است • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است • امیرالمؤمنین علیهالسلام میزان سنجش نیکیها و زشتیها است • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان میشوند
امام شناسی ج8
247خلاف دیرین و أوَّلین خود بازگشتند و حقّ را به پشت سرهاى خود پرتاب كردند و عهد و آیات الهى را به بهاى اندك فروختند؛ و چقدر معامله بدى كردهاند.
و چون رسول خدا صلّى اللَه علیه و آله و سلّم در آستانه مرگ قرار گرفت، قبل از رحلتش فرمود: «دوات و سپیدى بیاورید براى آنكه إشكال أمر را از شما زایل كنم و براى شما بیان كنم كه مستحقّ خلافت پس از من كیست؟» عمر گفت: این مَردك را وِلْ كنید كه هَجْر مىگوید و اختلاط بهم رسانیده است ـ و یا آنكه بواسطه مرض سخن نامعقول و هذیان مىسراید ـ ».
إمام غزّالى در این سخنان كوتاه حّق مطلب را ادا كرده است و حقیقت را فاش نموده است. و البتّه این إدراك و فهم در أثر همان ترك هواى نفس و حبّ ریاست، و دست برداشتن از مقام حجّة الإسلامى و ریاست مدرسه نظامیه بغداد و تمام سِمَتهاى ریاست دنیوى از تدریس و إفتآء و قضاوت و رتق و فتن امور دینى بر اساس فقه شافعى بوده است كه مدّت ده سال در شام انعزال اختیار كرده و به ریاضتهاى شرعیه باطن خود را تصفیه نموده، جوهر نفس خود را به مخالفتهاى نفس شیطانى و استمداد از نفحات رحمانى جلا بخشیده، از موهومات گذشت و به حقّ پیوست و از مجاز به حقیقت گرائید. چنانچه از مطاوى كتاب خود كه بصورت رسالهاى به نام الْمُنقِذُ مِنَ الضَّلالِ بعد از بازگشتش از شام تحریر نموده است به خوبى پیداست.
البتّه خداوند سعى و كوشش مردان راه خدا را ضایع نمىگذارد و به مُفادِ ﴿وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ﴾.1 و نیز به مفاد ﴿مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ﴾.2 راههاى سعادت را به آنها نشان داده و به حیات طیبه رهبرى مىکند و پاداش آنان را به بهترین وجهى عنایت مىفرماید.
غزّالى بدون شك سنّى مذهب بوده است و از طرفداران مكتب عمر و بلكه از
- آيه ٦٩، از سوره ٢٩: عنکبوت: «و آن کسانى که درباره ما جهاد مىکنند، ما را به راههاى خودمان ايشان را راهنمائى مىکنيم؛ و البتّه خداوند با نيکوکاران است».
- «آية ٩٧، از سوره ١٦: نحل» «هر کس عمل صالح انجام دهد چه مرد باشد و چه زن باشد، در حالى که مؤمن باشد، ما به حيات طيبه او را حيات مىبخشيم و پاداش آنها را به بهترين وجهى از آنچه به جاى آوردهاند مىدهيم».
