اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج8

0
اعتقادات

جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  هم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم  • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین  • مراد از نعمت، ولایت است  • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام  • وجوه مختلف بطلان رأی‌گیری در سقیفه  • امیرالمؤمنین لقب خاص علی‌بن‌ابی‌طالب است  • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود  • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است  • امیرالمؤمنین علیه‌السلام میزان سنجش نیکی‌ها و زشتی‌ها است  • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان می‌شوند

امام شناسی ج8

243
  • عُمَر فقط به نظر و رأى خود ترتیب داد أثرى زیادتر از تعیین یك شخص خاصّى را براى امارت دارد؟ چه فرق مى‌كند او از ابتدا عثمان را معین مى‌كرد یا بدین شورى او را معین كرد؟ و از این بگذریم فرضاً هم اگر عثمان در این شورى به خلافت نمى‌رسید و دیگرى همانند أمیرالمؤمنین علیه السّلام مى‌رسید باز هم شوراى صحیح و آزاد نبوده، شوراى مقید و محدود به نظر و تعیین او بوده است. او چه حقّ تشكیل چنین شورائى را دارد؟ آیا این چنین شورائى با مجلس سنا كه از طرف شاه نیمى از أفراد آن معین مى‌شده‌اند فرق دارد؟

  •  و رابعاً ـ این شورى را از كجا او جَعْل كند؟ اگر از سنّت رسول خدا گرفت، كه او پافشارى دارد بر آنكه رسول خدا كسى را معین نكرد و على بن أبى‌طالب را نصب نكرد بلكه امور امَّت را به خود امَّت سپرد تا آنان از میان خودشان انتخاب كنند. عُمَر هم مى‌خواست بر همین سُنّت و مِنْهاج رفتار كرده مردم را آزاد گذارده، تا پس از مرگ او أمیرالمؤمنین علیه السّلام را اختیار كنند. چرا او با وصیت به تشكیل چنین شورائى، آزادى مردم را گرفت و أمیرالمؤمنین علیه السّلام را خانه نشین نمود؟

  •  و بنابراین به‌طور وضوح روشن است كه علّت وادار كردن أمیرالمؤمنین علیه السّلام را در شورى به جهت احتمال انتخاب آن حضرت نبوده است، بلكه براى الزام و اجبار آن حضرت بوده است كه به خلافت خلیفه منتخب تن در دهد. و منظور از أمر او به كشتن كسى را كه مخالفت كند، غیر از آن حضرت نبوده است، چون بر اساس نقشه و انتخاب عمر در هر حال مخالفین كه افراد دیگرند در شورى نمى‌توانند بوده باشند و كشته مى‌شوند؛ و بناءً علیهذا أمیرالمؤمنین علیه السّلام را در بین دو راه قرار داده است، لا غیر: اوّل ـ تسلیم حكومت عبدالرحمن بن عَوْف شدن، و دوّم ـ كشته شدن، و با ارتحال خود از دنیا پا از معركه بیرون نهادن. و این نقشه عجیب طرح شده در شورى بود.

  • گفتگوى معاویه با زیاد بن حصین درباره اختلاف مسلمین‌

  •  بارى تمام مفاسد و اختلافات از این شورى برخاسته شد و هر مصیبتى كه بر مسلمانان وارد شد از آن وارد شد. در اینجا لازم است به داستان دقیقى كه ابن عبد ربّه اندلسى در «عقد الفرید» آورده است اشاره كنیم. او چنین گوید: آورده‌اند كه زیاد، پسر حصین را بسوى معاویه فرستاد و مدّتى مدید در نزد او بماند پس روزى در پى او فرستاد و با او خلوت كرد و گفت: اى پسر حصین به من رسیده است‌