اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج8

0
اعتقادات

جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  هم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم  • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین  • مراد از نعمت، ولایت است  • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام  • وجوه مختلف بطلان رأی‌گیری در سقیفه  • امیرالمؤمنین لقب خاص علی‌بن‌ابی‌طالب است  • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود  • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است  • امیرالمؤمنین علیه‌السلام میزان سنجش نیکی‌ها و زشتی‌ها است  • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان می‌شوند

امام شناسی ج8

238
  • على به قیام و مخالفت برخاسته و حكومت نوپاى او را با جنگ جَمَل دچار نگرانى كنند. و به دنبال آن جنگِ صفّین و در أثر آن جنگ نهروان پدید آید و تروریست‌هاى ضدّ على از مخالفان نهروانىِ او، او را در محراب عبادت از پاى در آورند.

  •  دوّم: عمر تخلّف على وَ زُبَیر را از بیعت با أبوبكر و عواقب و نتائج آنرا دیده بود، و همچنین از طعن و ایراد طلحه به أبوبكر موقعى كه عمر را خلیفه خود گردانیده اطّلاع داشت‌1؛ فلهذا براى جلوگیرى از این مخالفت‌ها، مخالفین را در یك مجلس به نام شورى جمع نموده و پنجاه شمشیر زن بر آنها گماشت تا از خطر مخالفت جلوگیرى نموده و ایشان را مجبور به بیعت و یا إعدام نماید. و در اینصورت دیگر هیچ سَدّى در راه خلافت عثمان نخواهد بود.

  •  سوّم: عمر، عثمان را كاملًا مى‌شناخت و رفتار او را با مسلمین از آن روز مى‌دید؛ فلهذا پیوسته مى‌گفت: أقوام خود و آل مُعیط را مى‌ترسم بر امَّت مسلّط كند. و بنابراین از تعیین مستقیم او دریغ نموده، طعن و ملامت را بر سر شورى و تعیین عبد الرَّحْمن فرو ریخت تا قداست و محبوبیت خود را حفظ كند.

  •  چهارم: مِنَّتى در صورت ظاهر به دوش أعلام مهاجرین نهاد و ایشان را مجتمع شورى گردانیده و زبان گلایه و شكوه را به روى خود بست.

    1. در «شرح نهج البلاغه» ابن أبى الحديد از طبع ٤ جلدى، طبع دار إحياء التراث العَرَبى، ج ٢ ص ١٢٠ گويد: و طلحة هو الّذى قال لابى بکر عند موته: ما ذا تقول لربّک و قد ولَّيتَ فينا فظًّا غليظاً؟ و هو القائل له: يا خليفة رسول الله! إنّا کنّا لا نحتمل شراستة و أنت حى تأخذ على يديه، فيکف يکون حالنا معه و أنت ميتٌ و هو الخليفة؟ «طلحه همان کسى است که به أبو بکر در وقت مرگش گفت: جواب پروردگارت را چه خواهى داد که مرد غليظ بداخلاق درشت کلام سنگين دلى را براى أمر ولايت ما معين کردى؟! و همان کسى است که به أبو بکر گفت: اى خليفه رسول خدا! ما در زمان حيات تو که از او جلوگيرى مى‌نمودى تحمّل سوء اخلاق او را نمى‌توانستيم بکنيم؛ پس حال ما چگونه خواهد بود با او در وقتى که تو مرده‌اى و او به مقام خلافت رسيده باشد»؟! و نيز در ج ٢، ص ١١٩ و ١٢٠ از «شرح نهج البلاغه» ٤ جلدى که از سوء اخلاق عمر مطالبى را آورده است از جمله گويد: و کان عمر بن الخطّاب إذا غضب على واحدٍ من أهلهِ لا يسکن غضبه حتّى يعَضّ يدَهُ عَضّاً شديداً حتّى يدميها «و عادت عمر بن خطّاب اين بود که چون بر يکى از أهل بيت و أقربايش غضب مى‌کرد، غضب او آرام نمى‌گرفت تا اينکه دست او را با دندان چنان بگزد و گاز بگيرد که از آن دست خون جارى شود