
امام شناسی ج8
جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. همترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین • مراد از نعمت، ولایت است • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علیبنابیطالب علیهالسلام • وجوه مختلف بطلان رأیگیری در سقیفه • امیرالمؤمنین لقب خاص علیبنابیطالب است • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است • امیرالمؤمنین علیهالسلام میزان سنجش نیکیها و زشتیها است • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان میشوند
امام شناسی ج8
231روزى ذخیره مىكرد كه چنانچه بنى هاشم بخواهند از حقّ خود دفاع كرده مقام و منزلت خویش را باز یابند، یگانه رقیب مقتدر و تواناى ایشان، خار راه و سدّ محكمى براى نیل به این مرام گردد.
پس از یزیدِ بْنِ أبى سُفْیان كه والى شام بود، عُمَر برادرش: مُعَاوِیة بْنِ أبى سُفْیان را والى شام كرد1، و خودش براى تقویت ولایت او سفرى به شام نمود و مردم را به پیروى از معاویه ترغیب كرد، تا در روز فتنه و اختلاف ـ همان فتنه و اختلافى را كه از معاویه انتظار داشت ـ منظور و مقصود عملى گردد و أمیرالمؤمنین علىّبنأبىطالب و خاندان و حواریون و طرفدارانش نتوانند قد علم كنند و بر روى پا بایستند.
ابن حجر هَیتَمى در ضمن فضایل معاویه مىگوید: وَ مِنْهَا أنّ عُمَر حَضَّ النَّاسَ عَلىَ اتِّبَاعِ مُعَاوِیة وَ الْهِجْرَة إلَیه إلَى الشَّام إذَا وَقَعَتْ فُرْقَة. أخْرَجَ ابْنُ أبِى الدُّنْیا بِسَنَدِهِ: أنَّ عُمَرَ قَالَ: إیاكُمْ وَ الْفُرْقَة بَعْدِى فَإنْ فَعَلْتُمْ فَاعْلَمُوا أنَّ مُعَاوِیة بالشَّامِ. فَإذَا وُكِلْتُمْ إلَى رَأیكُمْ كَیفَ یسْتَبِزُّهَا مِنْكُمْ.2
«از جمله فضائل معاویه آنست كه: عُمَر بن خطّاب مردم را ترغیب و تحریض به پیروى از معاویه و هجرت نمودن به سوى او در شام نموده است، كه چنانچه افتراقى در امَّت حاصل شود مردم به شام رفته و از حكم او و دستور او پیروى كنند. ابن أبى الدُّنْیا با سند خود تخریج كرده است كه: عُمَر گفت: مبادا بعد از من در میان شما افتراق و جدائى پدیدار شود! و اگر چنین شد بدانید كه: معاویه در شام است. باید از پیروى فكر و راهنمائى او استفاده كنید. زیرا كه اگر شما أمر خود را به آراءِ خودتان بسپارید چگونه مىتواند این رأى ما آن افتراق و جدائى را از شما بزداید و سلب كند؟ در حالى كه خود این فكر، ایجاد تفرقه و جدائى كرده است»!؟
- «الإصابة» ج ٣، ص ٤١٢. و در «شرح نهج البلاغه» ابن أبى الحديد، طبع دار إحياء الکتب العربيّة، ج ١، ص ٣٣٨ آورده است که: معاويه چهل و دو ساله حکومت کرد. از اين مدّت، بيست و دو سالش حکومت شام را بعد از مردن برادرش يزيد بن أبى سفيان بعد از پنج سال از خلافت عُمَر تا کشته شدن أميرالمؤمنين عليه السّلام در سال چهلم از هجرت، داشته است؛ و بيست سال به عنوان خلافت تا در سنه شصتم هجرى که مرگش فرا رسيده بوده است.
- رسالة «تطهير الجَنان» مطبوع در هامش «الصَّواعِق المُحْرِقة» ص ٣٧ و ص ٣٨. و اصل اين حديث را ابن حجر عَسْقلانى شافعى در کتاب «الإصابة» ج ٣، ص ٤١٤، در ضمن ترجمة معاويه ذکر کرده است.
