اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج8

0
اعتقادات

جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  هم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم  • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین  • مراد از نعمت، ولایت است  • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام  • وجوه مختلف بطلان رأی‌گیری در سقیفه  • امیرالمؤمنین لقب خاص علی‌بن‌ابی‌طالب است  • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود  • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است  • امیرالمؤمنین علیه‌السلام میزان سنجش نیکی‌ها و زشتی‌ها است  • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان می‌شوند

امام شناسی ج8

230
  • كتاب «فضائل الصّحابة» از حُذَیفه روایت كرده است كه: قِیلَ لِعُمَر وَ هُوَ بِالْمَوْقِفِ: مَنِ الْخَلیفَة بَعْدَكَ؟! قَالَ: عُثْمانُ بْنُ عَفَّانٍ.1

  •  «در وقتى كه عُمَر در موقف عرفات بود از او پرسیدند: خلیفه پس از تو كیست؟! گفت: عُثْمان بن عفّان.»

  •  و نیز محبّ الدین طبرى آورده است از حارثة بن مضرب قال: حَجَجْتُ مَعَ عُمَرَ فَكَانَ الْحَادِى یحْدُو: إنَّ الْأمِیرَ بَعْدَهُ عُثْمانُ.2

  •  «كه گفت: من با عُمَر حجّ بجاى آوردم، و إعلان كننده با آواز خوش إعلام مى‌كرد كه: أمیر پس از او عُثْمان است.»

  •  و ملّا متّقى در «كنز العمّال» گوید: أبا حفص عُمَر بن خطّاب، چون در مدینه از او پرسیدند: خلیفه بعد از تو كیست؟! گفت: عُثْمان است.3

  • عمر بنى امیه را در برابر بنى هاشم تقویت میكرد

  •  سوّم ـ آنكه: عُمَر از خلافت بنى هاشم، كراهت شدید داشت. كراهت وى از مطالعه مطالبى كه در همین جلد بیان كرده‌ایم، روشن است. از سخنانى كه با این عبّاس ردّ و بدل كرده است و از سایر كلمات او كه قریش زیر بار بنى هاشم نمى‌روند، پیداست. ولى او پیوسته در این موارد مطالب خود را از زبان دیگران نقل مى‌كند و گناه را به گردن قریش مى‌اندازد. چنانكه در روز سقیفه به أنصار گفت: وَ اللهِ لَا تَرْضَى الْعَرَبُ أنْ یؤمَّرُوكُمْ وَ نَبِیهَا مِنْ غَیرِكُمْ.4

  •  «به خدا سوگند كه عرب را خوشایند نیست شما را أمیر خود گرداند و پیامبر ایشان از غیر شما باشد.»

  •  مطلوب و مراد او از عرب، خود او بوده است. زیرا اگر قریش با أنصار همراهى داشتند دیگر براى عرب ایرادى نبود. و عُمَر چون به خوبى إدراك كرده بود كه هیچكس مانند خودش نیست كه بتواند در سایه تدبیر، در برابر آنان بایستد، این بود كه بزرگترین طایفه رقیب بنى هاشم یعنى بنى امیه را كه ریاستشان به ظهور إسلام منقرض شده و دلهایشان داغدار و پر از كینه علىّ‌بن‌أبى‌طالب و خاندان او بود براى اینكار پسندید، و آن شجره مَلْعُونه را تا توانست شاخ و برگ داد و آبیارى نمود، و براى‌

    1. «الرياض النّضرة»، طبع دومّ، ج ٣، ص ٦٦.
    2. همان.
    3. «کنز العمّال» طبع اوّل، ج ٣، ص ١٥٨.
    4. «الإمامة و السياسة» طبع مصر، ١٣٢٨ هجرى، ص ٩.