
امام شناسی ج8
جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. همترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین • مراد از نعمت، ولایت است • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علیبنابیطالب علیهالسلام • وجوه مختلف بطلان رأیگیری در سقیفه • امیرالمؤمنین لقب خاص علیبنابیطالب است • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است • امیرالمؤمنین علیهالسلام میزان سنجش نیکیها و زشتیها است • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان میشوند
امام شناسی ج8
229جزاى خیر دهد. و تا اینجا را كه عُثْمان نوشته بود أبوبكر تثبیت نموده و به حال خود باقى گذاشت.»
عُثْمان در این كار منتّى بر عمر نهاد و بدین وسیله میخ خلافت خود را كوبید. و عُمَر براى اینگونه خدمات او و منظور اصلّى خود، او را به خلافت افراشت و بنى امیه را كه سدّ عظیم راه بنى هاشم بودند بیش از یك قرن بر رقاب مسلمین مسلّط نمود.
أبو العبّاس1 أحمد مشهور به مُحِبِّ طَبَرى، از عبداللَه بن عُمَر روایت كرده است كه او گفت:
لَمّا طُعِنَ عُمَر قُلْتُ: یا أمِیرَ الْمُؤمِنینَ لَو اجْتَهَدْتَ بِنَفْسِكَ وَ أمَّرْتَ عَلَیهِمْ رَجُلًا؟! قَالَ: أقْعِدُونى. قَالَ عَبْدُ اللهِ: فَتَمَنَّیتُ لَوْ أنَّ بَینى وَ بینَهُ عَرْضَ الْمَدینَة فَرَقاً مِنْهُ حِینَ قَالَ: أقْعِدْنى. ثُمَّ قَالَ: وَ الَّذِى نَفْسِى بِیدِهِ لَأرُدَّنَّهَا إلَى الّذِى دَفَعَهَا إلَىَّ أوَّلَ مَرَّة. خَرَّجَهُ أبُو زُرْعَة فى كِتَابِ الْعِلَلِ.2
«چون عُمَر را خنجر زدند، من به او گفتم: اى امیر مؤمنان! اى كاش با بذل مساعى و سعه اندیشه خود، همّت خود را إعمال مىكردى و براى امَّت أمیرى را پس از خود معین مىنمودى! عُمَر گفت: بنشانید مرا! پسرش عبداللَه مىگوید: آنقدر ترس از او مرا فرا گرفت كه آرزو مىكردم بین من و او به اندازه مدینه فاصله باشد، از این سخن او كه گفت: مرا بنشان! و سپس عُمَر گفت: سوگند به آن كه جان من در دست اوست، من خلافت را بر مىگردانم به همان كسى كه در وهله اوّل به من رسانیده است.»
و از همین روایت أخیر دانستیم كه موجب انتقال خلافت به عُمَر، عُثْمان در مرض موت أبوبكر بوده است.
و همچنین محبّ الدین طبرى بنا به تخریج روایت خَیثَمَة بن سُلَیمان در
- در «أعلام زرکلى» ج ١، ص ١٥٣ چنين آورده است: محبّ الدين طبرى متولّد ٦١٥ و متوفىّ ٦٩٤ أحمد بن عبدالله بن محمّد طبرى، أبو العبّاس حافظ فقيه شافعى از متفنّنين در علوم مختلفى بوده است. تولّدش و وفاتش هر دو در مکه بوده است. و شيخ الحرم در مکه بوده است. تصانيف او عبارت است از: «السَّمط الثمين فى مناقب امّهات المؤمنين» و «الرياض النَّضرة فى مناقب العشرة» و «القرى القاصد امُّ القرى» و «ذخائر العقبى فى مناقب ذوى القربى» و «الأحکام.»
- «الرياض النَّضرة»، طبع دومّ، ج ٢، ص ١٨٢.
