اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج8

0
اعتقادات

جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  هم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم  • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین  • مراد از نعمت، ولایت است  • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام  • وجوه مختلف بطلان رأی‌گیری در سقیفه  • امیرالمؤمنین لقب خاص علی‌بن‌ابی‌طالب است  • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود  • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است  • امیرالمؤمنین علیه‌السلام میزان سنجش نیکی‌ها و زشتی‌ها است  • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان می‌شوند

امام شناسی ج8

226
  • میان خود خلیفه انتخاب كنند، تحریض و ترغیب و تشویق كن تا یكنفر را از میان خود برگزینند! و عُمَر به مِقْداد بن أسود گفت: چون مرا در میان قبرم نهفتید این جماعت را در خانه واحدى جمع كنید تا یكنفر را از میان خود برگزینند.

  •  و عُمَر به صُهَیب گفت: سه روز تو براى مردم إمام جماعت باش، و عَلى و عثمان و زُبَیر و سَعْد و عبد الرّحمن بن عَوْف و طَلحه را ـ اگر از سفر بیاید ـ در خانه داخل كن و عبداللَه بن عُمَر را نیز حاضر كن ـ ولى او هیچ سهمیه‌اى از أمر خلافت را ندارد ـ و بر فراز سرهایشان بایست! اگر چنانچه پنج نفر از آنها در رأى با یكدیگر توافق داشتند و به یك مرد راضى شده و او را براى خلافت پسندیدند، و یكنفر از آنها امتناع كرد سر او را بشكن و یا با شمشیر بر سرش بزن! و چنانچه چهار نفر از آنها توافق كرده و یكنفر را پسندیدند، و دو نفر از آنها مخالفت كردند سر آن دو نفر را بزن! و چنانچه سه نفر از آنها به یكى توافق كرده و سه نفر دیگر به دیگرى توافق كردند، در این حال عبداللَه بن عُمَر را حَكَم قرار دهید؛ و عبداللَه به هر كدام از این دو فریق رأى داد آنها مردى را كه در میان آنهاست بر مى‌گزینند. و اگر به حُكْمَ عبداللَه بن عُمَر راضى نشدند در این صورت با آن فریقى باشید كه در میان آنها عبد الرّحمن بن عَوْف است، و بقیه را بكشید اگر از آنچه مردم بر آن اجتماع كرده انحراف جویند.

  •  همگى از نزد عُمَر بیرون شدند. على به همراهان خود از بنى هاشم گفت: اگر از من إطاعت مى‌كردند، هیچگاه تا أبد شما در تحت ریاست و إمارت آنها قرار نمى‌گرفتید! و عبّاس بن عبد المطلّب على را دیدار كرد. على گفت: خلافت را از ما برگرداندند. عبّاس گفت: از كجا مى‌دانى؟!

  •  على گفت: عُمَر مرا با عُثْمان قرین ساخت و گفت: با أكثریت باشید؛ و اگر دو نفر به یك مرد و دو نفر دیگر به یك مرد دیگر رأى دهند شما با آن دسته‌اى باشید كه در میان آنها عبد الرّحمن بن عَوْف است.

  •  سعد وَقّاص، مخالفت پسر عموى خود عبد الرّحمن را نخواهد كرد، و عبد الرّحمن داماد عُثْمان است، و اینها با یكدیگر مخالفت ندارند. و علیهذا یا خلافت را عبد الرّحمن به عُثْمان مى‌دهد و یا عُثْمان به عبد الرّحمن مى‌دهد. و اگر فرضا آن دو نفر دیگر زُبَیر و طَلحه نیز با من باشند هیچ فائده‌اى براى من نخواهد داشت.

  •  واگذار مرا از اینكه من امید خلافت را مگر براى یكى از این دو نفر داشته‌