
امام شناسی ج8
جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. همترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین • مراد از نعمت، ولایت است • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علیبنابیطالب علیهالسلام • وجوه مختلف بطلان رأیگیری در سقیفه • امیرالمؤمنین لقب خاص علیبنابیطالب است • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است • امیرالمؤمنین علیهالسلام میزان سنجش نیکیها و زشتیها است • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان میشوند
امام شناسی ج8
222تمتّع النّساء به عقد موقّت مطلقاً جلوگیرى كرد، و از تمتّع النّساء در حجّ بین عُمْره و حَجّ جلوگیرى كرد؛ و این سنّت شد. عُمَر نماز نوافل شبهاى ماه رمضان را كه خواندن هر نافلهاى به جماعت حرام و بدعت است، به جماعت قرار داد و تا امروزه این سنّت باقى است و عامّه هزار ركعت نماز مستحبّى شهر رمضان را كه به صَلاة تَراویح معروف است به جماعت مىخوانند.
بارى اگر بخواهیم تغییرات أحكامى را كه شیخین بالأخصّ شیخ دومّ در إسلام دادهاند مشروحاً بیان كنیم و درباره آن توضیح دهیم تحقیقاً بالغ بر كتابى مستقلّ خواهد شد؛ و اجمالًا حضرت أمیرالمؤمنین علیه السّلام آنرا در خطبه فِتَن و بِدَع گوشزد نمودهاند.1
این تغییرات و بدعتها به عنوان دین بود، و مخالفت با آن حكم مخالفت با حكم دینى را پیدا كرد، چون خود عُمَر و عُثْمان بر مخالفت آنها حكم جزائى صادر مىكردند. عُمَر در خطبه خود گفت: وَ إنَّهُمَا كَانَتَا مُتْعَتَینِ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللهِ صَلّى اللَه علیه و آله و سلّم، وَ أنَا أنْهَى عَنْهُمَا وَ اعَاقِبَ عَلَیهِمَا إحْدَیهُمَا مُتْعَة النِّسَاءِ، وَ لَا ـ أقْدِرُ عَلَى رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرأة إلَى أجَلِ إلَّا غَیبْتُهُ بِالْحِجَارَة، وَ الْاخْرَى مُتْعَة الْحَجِّ.2
«دو تمتّع و بهره بردارى از زنان، در زمان رسول خدا صلّى اللَه علیه و آله و سلّم بوده است و من از آن دو تمتّع منع مىكنم، و هر كس كه آنرا بجاى آورد كیفر و مجازات مىنمایم. یكى از آن دو، تمتّع با زنان است، و من دست نیابم بر مردى كه زنى را تا زمان معینى به ازدواج موقّت خود در آورده است مگر آنكه پیكر او را در زیر سنگ بارانِ رَجْم، سنگسار نموده و پنهان كنم؛ و دیگرى تمتّع با زنان در موسم حجّ است.»
و نظیر اینگونه حدود و أحكام جزائى در محكمه او صادر مىشده است، و امَّت إسلام كه در حكومت او بودند مجبور بودند كه بدین أحكام تن در دهند. و كم كم این تغییرات مُسَجَّل شد و به عنوان سُنَّت شیخین حجابى بر روى أحكام محمّدى گرفت و آن آئین پاك و إلهى را در زیر پوشش خود مستور و محجوب كرد و
- «روضۀ کافى» طبع مطبعة حيدرى، ص ٥٨ تا ص ٦٣.
- «سُنن بَيْهَقى» از مُسْلِم، از أبو نضره بنا بر نقل «تفسير الميزان» ج ٢، ص ٩٠ و ٩١.
