
امام شناسی ج8
جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. همترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین • مراد از نعمت، ولایت است • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علیبنابیطالب علیهالسلام • وجوه مختلف بطلان رأیگیری در سقیفه • امیرالمؤمنین لقب خاص علیبنابیطالب است • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است • امیرالمؤمنین علیهالسلام میزان سنجش نیکیها و زشتیها است • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان میشوند
امام شناسی ج8
212فَقَالَ: أیهَا النَّاسُ! مَا مَقَالَة بلَغَتْنِى عَنْ بَعْضِکمْ فِى تَأمِیرى اسَامَة، لَئِنْ طَعَنْتُم فِى تَأمِیرى اسَامَة فَقَدْ طَعَنْتُمْ فِى تَأمِیرِى أبَاهُ مِنْ قَبْلِهِ. وَ أیمُ اللهِ أنْ کانَ لَخَلِیقاً بِالْإمَارَة، وَ ابْنُهُ مِنْ بَعْدِهِ لَخَلِیقُ بِهَا، وَ إنَّهُمَا لَمِنْ أحَبِّ النَّاسِ إلَىَّ! فَاسْتَوْصُوا بِهِ خَیراً فَإنَّهُ مِنْ خِیارِکم.
«و فرمود: اى مردم! این چه گفتارى است كه از بعضى از شما درباره أمیر نمودن اسَامه بر جیش، به من رسیده است؟! سوگند به خدا كه اگر شما در أمیر نمودن اسامة امروز طعنه مىزنید، قبلًا هم در أمیر نمودن پدرش طعنه مىزدید. و سوگند به خدا كه پدرش زَید بن حارثه، لایق براى إمارت بود، و پسرش بعد از او نیز لایق إمارت است، و این دو نفر از محبوبترین مردم نزد من هستند! پس این سفارش و وصیت مرا درباره او به نیكى بپذیرید، چون اسَامه از أخیار و نیكان شماست.»
سپس پیامبر از منبر فرود آمد و داخل خانه شد، و مسلمین مُرَتَّب مىآمدند و از رسول اللَه خداحافظى و وداع مىكردند و به لشكر اسَامه در جُرْف مىپیوستند.
و كسالت پیغمبر رو به شدّت مىنهاد؛ و او پیوسته تأكید در پیوستن أعیان قریش با نام و نشانهاى معین به لشكر اسَامه داشت، وَ قَالَ: اغْدْ عَلَى بَرَکة اللهِ! وَ جَعَلَ یقُولُ: انْفُذُوا بَعْثَ اسَامَة! وَ یکرِّرُ ذَلِک. فَوَدَّعَ رَسُولِ اللهِ صلّى اللَه علیه و آله و سلّم وَ خَرَجَ وَ مَعَهُ أبُو بَکرٍ وَ عُمَرُ1.
«و به اسَامه گفت: صبحگاهان با استمداد از بركت خدا حركت كن! و پیوسته مىگفت: در لشكر اسَامه پیش بروید! و این سخن را تكرار مىكرد. اسَامه با رسول خدا صلّى اللَه علیه و آله و سلّم وداع كرد و خارج شد و با او أبوبكر و عمر همراه، و در تحت لواى او بودند.»
و حتّى اسَامه به رسول اللَه گفت: پدرم و مادرم فدایت باد اى رسول خدا! آیا به من اذن مىدهى كه چند روزى در مدینه بمانم تا خداى تو را شفا بخشد؟! چون اگر من با این حال كسالت تو حركت كنم، دائماً در دل من همانند قرحهاى سوزان است!
رسول خدا فرمود: اى اسَامه حركت كن به آنچه را كه به تو أمر كردم؛ چون
- «شرح نهج البلاغة» ج ١، ص ١٥٩ و ص ١٦٠، و «احتجاج طبرسى»، ج ١ ص ٩٠.
