
امام شناسی ج8
جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. همترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین • مراد از نعمت، ولایت است • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علیبنابیطالب علیهالسلام • وجوه مختلف بطلان رأیگیری در سقیفه • امیرالمؤمنین لقب خاص علیبنابیطالب است • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است • امیرالمؤمنین علیهالسلام میزان سنجش نیکیها و زشتیها است • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان میشوند
امام شناسی ج8
195(اى جماعت قریش! شما مىدانید كه: قرابت أهل بیت پیغمبر شما به رسول اللَه از قرابت شما به رسول اللَه بیشتر است! پس أمر خلافت را برگردانید به آن كسى كه از شما به خلافت سزاوارتر است! و شما به عقب بازگشت نكنید و به قهقرى نروید كه سرمایه وجودى شما زیان كارانه، واژگون مىشود).
پندارم كلامى چنین نه كلام حَسْكَا بُوطالِب بابَوَیة است كه بعد از پانصد سال گفته باشند. روز اول گفتهاند كه أبوبكر به منبر رفت، أمّا حقّ با حیدر بود.
بعد از وى قَیس بن سَعْد بن عُبادَه برخاست
احتجاج عمّار یاسر و قیس بن سعد بن عباده در مسجد با ابوبكر
و بعد از حمد خدا و درود مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلّم گفت: یا أبَا بَکرٍ اتَّقِ اللهَ، وَ انْظُرْ مَا تَقَدَّمَ لِعَلىٍّ مِنْ رَسُولِ اللَه صلّى اللَه علیه و آله و سلّم! وَ ارْدُدْ هَذَا الْأمْرَ إلَى مَنْ هُوَ أحَقُّ بِهِ مِنْک! وَ لَا تَکنْ أوَّلَ مَنْ عَصَى مُحَمَّداً صلّى اللَه علیه و آله و سلّم فِى أهْلِ بَیتِهِ! وَ ارْدُدْ هَذَا الْأمْرَ إلَیهُمْ، تَخِفَّ ذُنُوبِک، وَ تَقِلَّ أوْزَارُک؛ وَ تَلْقى مُحَمَّداً صلّى اللَه علیه و آله و سلّم وَ هُوَ رَاضٍ عَنْک أحَبُّ إلَىَّ مِنْ أنْ تَلْقَاهُ وَ هُوَ عَلَیک سَاخِطُ!
(اى أبو بكر! از خداوند بپرهیز! و نظر كن به آن سوابقى كه براى على نسبت به رسول خدا صلّى اللَه علیه و آله و سلّم بوده است! و این أمر خلافت را بازگردان به آن كسى كه از تو به خلافت أوْلَى وَ أحقّ است! و از آنان مباش كه در أوَّلین وَهْلِه، مُحَمد را درباره أهل بیتش مورد مخالفت و عصیان قرار دادند: و أمر خلافت را به آنان بازگردان! گناهان تو سبك مىشود، و بارهاى سنگین تو تخفیف مىیابد، و در صورتى كه محمّد را ملاقات كنى در حالى كه از تو راضى باشد بهتر است در نزد من از آنكه محمّد را ملاقات كنى و بر تو غضبناك باشد!)
كلامى مُطَوَّل گفت سخت كه این موضع احتمال آن نكند، و شرح آن همه بر إمامت مرتضى علیه السّلام حجّت است و دلالت، و إنكار بر بیعت. پندارم نه زاده [فكر] غالى و شیطان الطّاق و یونُس بن عبد الرَّحمن است، كلام مهاجر و أنصار است.
احتجاج خزیمه و ابى بن كعب و سهل بن حنیف در مسجد با ابوبكر
بعد از آن خُزَیمه ثَابِت ذو الشَّهادَتین برخاست و گفت: مَعَاشِرَ النَّاسِ أ لَسْتُمْ تَعْلَمُونَ أنَّ النَّبِىَّ صلّى اللَه علیه و آله و سلّم قَبِلَ شَهَادَتى وَحْدِى وَ لَمْ تَزِدْ مَعى غَیرى؟ قَالُوا: بَلَى، فَاشْهَدْ بِمَا تَشْهَدْ! قَال: أشْهَدْ عَلَى رَسُولِ اللهِ أنَّهُ قَالَ: أهْلَ بَیتى کالنُّجُومِ، فَقَدِّمُوهُمْ، فَإنَّکمْ إنْ قَدَّمْتُمُوهُمْ [سَلَکوا بِکمْ طَرِیقَ الْهُدَى،
