
امام شناسی ج8
جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. همترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین • مراد از نعمت، ولایت است • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علیبنابیطالب علیهالسلام • وجوه مختلف بطلان رأیگیری در سقیفه • امیرالمؤمنین لقب خاص علیبنابیطالب است • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است • امیرالمؤمنین علیهالسلام میزان سنجش نیکیها و زشتیها است • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان میشوند
امام شناسی ج8
175بعداً یكى پس از دیگرى شروع كردن به بیعت كردن. و على بیعت نكرد مگر بعد از شش ماه؛ و گفته شده است بعد از چهل روز.1 و ابن أبى الحدید با سند خود گوید: چون تعداد متخلِّفین از بیعت با أبوبكر از میان مردم بسیار شد، و أبوبكر و عمر بر على علیه السّلام سخت گرفتند، امّ مِسْطَح بن أثَاثَة2 ـ از منزل بیرون آمد، و در برابر قبر حضرت رسول اللَه صلّى اللَه علیه و آله و سلّم ایستاد، و این اشعار را انشاد کرد:
کانَتْ امُورٌ وَ أنْبآءُ و هَنْبَثَة *** لَوْ کنْتَ شَاهِدَهَا لَمْ تَکثُرِ الْخَطْبُ ١ إنَّا فَقَدْنَاک فَقْدَ الْأرْضِ وَ ابِلَهَا *** وَ اخْتَلَّ قَوْمُک فَاشْهَدْهُمْ وَ لَا تَغِب3 ـ ١ ـ «جریانات و خبرها و شدائدى كه موجب گفتار مختلف شده پیش آمد كرده است، كه اى پیغمبر اگر تو شاهد آنها بودى و حضور داشتى این گونه امور عظیم و ناپسند و مكروه اتّفاق نمىافتاد.
٢ ـ ما تو را از دست دادیم! و همچون زمین خشك كه بارانهاى درشت و زنده كننده را از دست بدهد، از فیوضات تو محروم شدیم، و طائفه تو اى پیامبر مختلّ و پاشیده شدند! بیا و حاضر باش و از آنها غائب مباش»!
و در دنبال این قضیه، ابن أبى الحدید با سند خود از أبو الْأسْوَد روایت مىكند كه: رجالى از مهاجرین از بیعت أبوبكر بدون مشورت به غضب آمدند، و على و زُبَیر غضبناك شدند، و با خود سلاح برداشته و داخل خانه فاطمه شدند. عمر نیز با جماعتى به سمت خانه فاطمه آمد، و با او أسَید بن حُضَیرْ و سَلَمَة بن سَلامَة بن وِقْش كه از بنى عبد الاشهل بودند، همراه بودند.
فاطمه بر روى آنها صیحه زد، و آنها را به خدا سوگند داد. ایشان شمشیر
- «تاريخ يعقوبى» ج ٢، ص ١٢٣ تا ١٢٦
- امّ مِسْطح دختر أبو رْهم بن مطّلب بن عبد مناف است که فرشيّه مطلبيه است. و اسم أبوُرهْم أنيس است. ام مسطح دختر خاله أبو بکر بوده و مادرش دختر صخر بن عامر است. و گفته شده است که اسم مادرش سَلْمَى دختر صخر بن عامر بن کعب بن سعد بن تيم بن مُرّة است. «اسد الغابة» ج ٥، ص ٦١٨ از طبع قديم؛ و از طبع جديد شَعْب، ج ٧، ص ٣٩٣).
- اين ابيات را که مجموعاً هشت بيت است در «احتجاج طبرسى» طبع نجف، ج ١، ص ١٤٥ به حضرت فاطمه زهراء ـ سلام الله عليها ـ نسبت مىدهد که در آخر خطبه معروف خود انشاد کردهاند.
