
امام شناسی ج8
جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. همترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین • مراد از نعمت، ولایت است • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علیبنابیطالب علیهالسلام • وجوه مختلف بطلان رأیگیری در سقیفه • امیرالمؤمنین لقب خاص علیبنابیطالب است • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است • امیرالمؤمنین علیهالسلام میزان سنجش نیکیها و زشتیها است • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان میشوند
امام شناسی ج8
174فتنه و امتحان شدیدى همه را گرفت، و بلیه و فساد شامل همه شد، و حوادث بدى روى داد كه شیطان در آنها متمكن بود؛ و اهل عدوان و باطل و انحراف در آن حوادث كمك نمودند، و براى دفع آن حوادث سوء و انكار آن، أهل ایمان با حوادث روبرو نشدند، و صاحبان ولایت را مخذول و تنها گذاشتند، و اینست تأویل قول خداوند عزّوجلّ كه مىفرماید: ﴿وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً﴾1و2 ـ (و بپرهیزید از فتنه و بلا و امتحانى كه چون فرا رسد، تنها به كسانى كه از شما ظلم كردهاند نمىرسد (بلكه همه را فرا مىگیرد.»
و در وقت سقیفه و رحلت رسول اللّه خَالِدُ بنُ سعید غائب بود، از سفر آمد، و نزد على بن أبىطالب آمد، و گفت: بیا من با تو بیعت كنم فَوَ اللهِ مَا فِى النَّاسِ أحَدٌ أوْلَى بِمَقَامِ مُحَمَّدٍ مِنْک. «سوگند به خدا كه در تمام مردم كسى مانند تو كه سزاوارتر به مقام محمّد باشد یافت نمىشود»!
و جماعتى به دور على بن أبىطالب گرد آمدند، و از او تقاضا مىكردند كه بیعتشان را قبول كند. حضرت به آنها گفت: أُغْدُوا عَلَى هَذَا مُحَلِّقِینَ الرُّوؤسَ. فَلَمْ یغْدُ عَلَیهِ الّا ثَلَاثَة نَفَرٍ.
«شما براى انجام این امر، فردا صبح نزد من آئید با سرهاى تراشیده! و در نزد آن حضرت در فردا صبح فقط سه نفر آمدند.»
خارج كردن متحصنین را از بیت فاطمه سلام اللَه علیها
و به أبوبكر و عمر خبر رسید كه: جماعتى از مهاجرین و انصار با على بن أبىطالب در منزل فاطمه دختر رسول اللَه مجتمع شدهاند. آنان با جماعتى آمدند تا بر خانه فاطمه دختر رسول اللَه مجتمع شدهاند. آنان با جماعتى آمدند تا بر خانه فاطمه هجوم آوردند. و على با شمشیر از منزل خارج شد، و عمر او را دیده، و عمر با او گلاویز شد، و شمشیرش را شكست، و داخل در خانه شدند.
فاطمه از منزل خارج شد، و گفت: سوگند به خدا كه یا خارج شوید، و یا من موهاى خود را پریشان مىكنم و سر خود را برهنه مىكنم و ناله خود را به خداوند مىرسانم! آنها خارج شدند، و تمام كسانى كه در منزل بودند خارج شدند، و تا چندین روز بعد اشخاصى كه در منزل فاطمه بودند و خارج شدند بیعت نكردند، و
- آيه ٢٥، از سوره ٨: انفال
- «ارشاد مفيد» طبع سنگى، ص ١٠٤ و ١٠٥
