اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج8

0
اعتقادات

جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  هم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم  • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین  • مراد از نعمت، ولایت است  • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام  • وجوه مختلف بطلان رأی‌گیری در سقیفه  • امیرالمؤمنین لقب خاص علی‌بن‌ابی‌طالب است  • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود  • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است  • امیرالمؤمنین علیه‌السلام میزان سنجش نیکی‌ها و زشتی‌ها است  • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان می‌شوند

امام شناسی ج8

173
  • مضبوط و موثوق خود را! زیرا كه تو براى این خلافت و حكومتى كه مورد امید و درخواست مى‌باشد توانا و مقتدرى!

  •  ٤ ـ و حقّاً و حقیقة آن مردى كه تمام فرزندان قُصَى اعمّ از بنى هاشم و بنى امیه و غیرهم در پشت سر او بوده و نگهبان و نگهدارش بوده و براى او تیرها را رها كنند، بسیار منیع و عزیز است، و قابل شكست و ضعف نیست؛ و در حریم قدرت او كسى را توان نیست كه وارد شود. ولیكن مردم از أبوبكر و عُمَر كه از فرزندان غَالِبْ هستند، دورند.»

  •  شیخ مفید كه این أبیات را از أبو سفیان روایت كرده است، در پایان آن آورده است كه:

  • ثُمَّ نَادَى بِأعلَى صَوته: یا بَنى هَاشِمٍ! یا بَنى عَبْدٍ مَناف! أرْضِیتُمْ أنْ یلِى عَلَیکمْ أبُو فَصِیلِ: الرَّذَلُ ابْنُ الرَّذْلِ؟! أمَا وَ اللَهِ لَوْ شِئْتُم لَأمْلَأنَّهَا عَلَیهِمْ خَیلًا وَ رَجِلًا!

  •  «و پس از آن أبو سفیان با بلندترین صداى خود فریاد كشید: اى پسران هاشم! اى پسران عبد مناف! آیا مى‌پسندید كه بر شما حكومت كند این كرّه شتر: پست و فرومایه و قبیح، پسر پست و فرومایه و قبیح؟ سوگند به خدا كه اگر بخواهید من شهر مدینه را براى دفع ایشان از سواره نظام و پیاده نظام پر مى‌كنم»!

  •  فَنَادَاهُ أمِیرُالْمُؤْمِنِینِ عَلَیهِ السَّلامُ: ارْجِعْ یا أبَا سُفْیانَ! فَوَ اللهِ مَا تُریدُ اللَهَ بِمَا تَقُولُ! وَ مَا زِلْتَ تَکیدُ الْإسْلا مَ وَ أهْلَهُ! وَ نَحْنُ مَشاغِیلُ بِرَسُولِ اللهِ صَلّى اللهُ علیه و آله و سلّم؛ وَ عَلَى کلِّ امْرِى مَا اکتَسَبَ؛ وَ هُوَ وَلىُّ مَا احْتَقَبَ!

  •  «در این حال أمیرالمؤمنین علیه السّلام او را از دور صدا زدند كه: برگرد اى أبو سفیان! سوگند به خداوند كه تو در این گفتارت، خدا را مدّ نظر نداشته‌اى! و همیشه در صدد كید و مكر براى إسلام و اهل إسلام بوده‌اى! و ما اینك به تجهیز جنازه رسول خدا صلّى اللَه علیه و آله و سلّم اشتغال داریم! و هر مردى كه هر عملى بجا آورد بر عهده خود اوست؛ و خود ضامن و نگهبان گناهانى است كه مرتكب مى‌شود»

  •  أبو سفیان به مسجد رسول اللَه در آمد، دید كه بنى امَیه همگى مجتمعند؛ و خواست آنها را تحریك كند و براى بدست گرفتن حكومت برانگیزاند. آنان موافقت نكردند.