اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج8

0
اعتقادات

جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  هم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم  • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین  • مراد از نعمت، ولایت است  • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام  • وجوه مختلف بطلان رأی‌گیری در سقیفه  • امیرالمؤمنین لقب خاص علی‌بن‌ابی‌طالب است  • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود  • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است  • امیرالمؤمنین علیه‌السلام میزان سنجش نیکی‌ها و زشتی‌ها است  • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان می‌شوند

امام شناسی ج8

164
  • بوده است.

  • لفظ روحانى و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصارى است‌

  •  اصولًا تعبیر به واژه روحانیت نیز یكى از پدیده‌هاى ضالّه كفر است، كه علماءِ إسلام را روحانى مى‌گویند؛ با آنكه علماءِ إسلام تنها روحانى نیستند بلكه مسلمانى هستند روحانى و جسمانى، دنیوى و آخرتى، اهل عبادت و سر و كار داشتن با مسائل روحى، و اهل اجتماع و سیاست و سر و كار داشتن با مسائل مادّى و طبیعى و دنیوى.

  •  لفظ روحانى‌ و روحانیت در واژه‌هاى قرآن كریم و سیره رسول اكرم نیامده است. دین إسلام دین روحانیت نیست. دین إسلام دین جسم، و روح، و عقیده، و اندیشه، و كار، و عبادت، و جهاد است، و جنبه اختصاصى ندارد. و این حقیقت، مندك شدن مفهوم سیاست و روحانیت در یكدیگر است.

  •  لفظ روحانى از مسیحیان است كه آنها حضرت عیسى را پدر روحانى خود مى‌دانند، و به كشیش‌ها پدران روحانى مى‌گویند. این لفظ از نصارى به مسلمین سرایت كرده است، و در سخنان و كتاب‌ها و محاورات آنها وارد شده است؛ و مع الأسف با غفلت بسیارى از علماءِ آنها جا گرفته است به طورى كه مى‌بینیم: علماءِ و فقهاء إسلام، خودشان را روحانى مى‌خوانند. یعنى با پذیرفتن این لقب و عنوان، نیمى از سعادت و حیات خود را كه همان آزادى در حقوق سیاسى باشد، به دست خود مَجّاناً به دشمن تسلیم مى‌كنند و گاه خودشان مى‌گویند: ما روحانى هستیم، ما را به مداخله در امور اجتماعى چه كار؟

  •  و این معنى در واقع، مَسْخ و نَسْخ إسلام است. أعاذَنَا اللَهُ مِنَ الغَفْلَة. ما باید پیوسته به جاى روحانى، لفظ عالم و فقیه بكار بریم؛ و به جاى روحانیوّن، علماءِ فقهاء؛ و به جاى روحانیت لفظ فقاهت و علم را استعمال كنیم؛ زیرا این لغات از اصطلاحات شرع است، و معناى صحیح و جامع دارد.

  •  و نظیر این لغت، واژه‌هاى دیگرى نیز هست كه به دست استعمار بیدار وارد در اصطلاحات جامعه مسلمانان شده، و بالنّتیجه شرف و حیات و اتّحاد و تَوَلَّى و تَبرِّى آنها را به صورت‌هاى مسخ شده و منكر جلوه داده است. مثلًا لفظ كفر و ایمان، و كافر و مسلمان، منسوخ شده؛ و به جاى آن لفظ خارج و داخل، و خارجى و داخلى آمده است. هر كس در داخل كشور باشد او را داخلى گویند گرچه مشرك‌