
امام شناسی ج8
جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. همترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین • مراد از نعمت، ولایت است • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علیبنابیطالب علیهالسلام • وجوه مختلف بطلان رأیگیری در سقیفه • امیرالمؤمنین لقب خاص علیبنابیطالب است • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است • امیرالمؤمنین علیهالسلام میزان سنجش نیکیها و زشتیها است • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان میشوند
امام شناسی ج8
163مىخواستند در نظام اجتماعى آزاد باشند، و در حكومت إسلام آزادىهاى بى بند و بار ممنوع بود؛ لذا بدین ترانه نداى تفكیك را بلند كردند.
البتّه بسیارى از روشنفكران متدین و متعهّد از اعراب نیز به همین ندا تأسّى كرده، و دنبال كردند. امّا نه از جهت آنكه حقیقة تفكیك دین را از سیاست مىخواستند؛ بلكه چون مىدیدند: سلاطین عثمانى و حُكام مصر كه تظاهر به دین مىكنند، صورتى بیش نیست؛ و در حقیقت آنها دین را در استخدام سیاست و آراء شخصیه خود درآوردهاند، و ملّت و رجال متعهّد حقّ اعتراض و آزادى بیان را ندارند؛ فلهذا براى بیرون كشیدن دین از زیر مهمیز آنها، و بلكه به تبعیت درآمدن سیاست در زیر لواى دین، بدین سخن لب گشودند.
به طور كلّى چون همه عامّه از اهل تسنّن، سلاطین و خلفا و امرا را هر چه باشند خلیفة الهى و أُولو الامر مىدانند، و اطاعت از آنها را واجب مىشمرند، بنابراین در این مكتب، همه مردمْ ضعیف، و دین غیر از صورت تحمیلى دستگاه حاكمه نیست.
یكى از مهمّترین جهات عقب ماندگى عالم تسنّن و كشورها و ملّتهاى آنان همین امر است كه: آنها پیروى از حاكمان جائر و ظالم را بر اساس تعلیم مكتب خود واجب مىدانند؛ و علیهذا راه نجات به روى آنها مسدود است، مگر آنكه در این مهمّ به مكتب تشیع بگرایند، و تبعیت را فقط از رجال صالح و اولیاءِ خدا قرار داده، و أُولوا الأمر را كه در قرآن مجید آمده است منحصر به أئمّه اثنا عشر شیعه بدانند.
ولیكن نداى تفكیك روحانیت از سیاست، در كشور شیعه، صورت دیگرى به خود داشت. منادیان این ندا مىخواستند: نفوذ علماءِ و فقهاء شیعه را كه داراى ارزشى معنوى و روحى هستند، ساقط كنند، و تمشیت امور و جریان سیر اجتماع را از تحت نظر آنها بگردانند، و در حقیقت آنها را منعزل كنند. و یا به عبارت دیگر: دین را تحت نظر سیاست درآورند، و محكوم انظار و آراء خود بنمایند. و این خطرى بود عظیم؛ زیرا در حقیقت در حكم نسخ دین، و حقیقت و معنویت و وجدان و عاطفه و سپردن این معانى به بوته هلاك؛ و در عوض استكبار و خود آرائى و خودنگرى و ظواهر تمدّن ضالّه غرب و فرهنگ و رسوم ایشان را به روى كار آوردن، و ملّت را در منجلاب گناه و هَوَسات و غفلت غوطه ور ساختن، و در نتیجه حدّ اعلاى بار را از آنها كشیدن
