
امام شناسی ج8
جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. همترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین • مراد از نعمت، ولایت است • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علیبنابیطالب علیهالسلام • وجوه مختلف بطلان رأیگیری در سقیفه • امیرالمؤمنین لقب خاص علیبنابیطالب است • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است • امیرالمؤمنین علیهالسلام میزان سنجش نیکیها و زشتیها است • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان میشوند
امام شناسی ج8
153كسانى كه پیوسته نعمت وجود و فیض آل محمّد بر او جارى است، با آل محمّد قابل برابرى و سنجش نیست. ایشانند پایه دین، و ستون یقین؛ سیره و روش آن اهل بیت چون بر صراط مستقیم است فلهذا كسى كه در دینش غُلُوّ كند، و از حدود جادّه استقامت تعدّى و افراط كند، نجاتش در آنست كه به سیره آل محمّد برگردد، و از سایه وجود آنها برخوردار شود. و كسى كه در سیر و روشش كوتاهى كند، و از روش آل محمّد عقب بماند، هیچ راه خلاص و چاره ندارد بجز آنكه در نهوض و قیام براى وصول به روش آل محمّد بكوشد و به دنبال ایشان حركت كند.
امتیازات و خصائصى كه به حقّ، مقام ولایت داراست از آن ایشان است، و وصیت و وراثت رسول اللَه در ایشان است. الان، آن وقتى است كه حقّ به سوى اهلش بازگشت كرد، و به همانجائى كه از آنجا رفته بود مراجعت كرد.»
در اینجا مىبینیم در این خطبه كه حضرت أمیرالمؤمنین علیه السّلام آن را در اوَّل حكومت خود ایراد كردهاند، اوّلًا مىفرماید: هیچیك از این امّت با آل محمّد قابل میزان و تسویه نیست. و پس از بیان آثار و صفات ایشان مىفرماید: الان حقّ به اهلش بازگشت كرد، و به محلّ اوّلى خود عودت نمود.
آیا این فقرات صراحت در لزوم اجتماع نبوّت و خلافت در خاندان بنى هاشم ندارد؟ و آیا این جملات نصوصیت بر خرابى و فساد اوضاع دوران خلفاى منتخب سابق ندارد، كه فقط فعلًا بر اساس صحیح قرار گرفته است؟ و أمیرالمؤمنین علیه السّلام جامع خاندان نبوّت و خلافت است؟
و در خطبه ششم از «نهج البلاغه» فرماید: وَ اللهِ لا أکونُ کالضَّبعِ تَنَامُ عَلَى طُولِ اللَّدَمِ، حَتَّى یصِلَ إلَیهَا طَالِبُهَا، وَ یخْتِلُهَا رَاصِدُهَا، وَ لَکنِّى أضْرِبُ بِالْمُقْبِل إلَى الحَقِّ المُدبِرَ عَنْهُ، وَ بِالسَّامِعِ الْمُطِیعِ الْعَاصِى الْمُرِیبَ أبداً حَتَّى یأتِى عَلَى یؤْمى. فَوَ اللهِ مَازِلْتُ مَدْفُوعاً عَنْ حَقِّى مُستَأثَراً عَلَى مُنذُ قَبَضَ اللهُ نَبِیهُ صَلَّى اللهُ عَلَیهِ (و آلهِ) وَ سَلَّمَ حَتَّى یؤْمَ النَّاسَ هَذَا.1
این خطبه را وقتى حضرت ایراد فرمود كه فرزندش حضرت امام حسن علیه السّلام از ایشان استدعا كرده بود كه به دنبال طلحه و زبیر كه نقض بیعت كرده و آئین
- «نهج البلاغه» خطبه ششم، از طبع محمّد عبده، مصر، ص ٤١ و ص ٤٢.
