اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج8

0
اعتقادات

جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  هم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم  • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین  • مراد از نعمت، ولایت است  • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام  • وجوه مختلف بطلان رأی‌گیری در سقیفه  • امیرالمؤمنین لقب خاص علی‌بن‌ابی‌طالب است  • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود  • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است  • امیرالمؤمنین علیه‌السلام میزان سنجش نیکی‌ها و زشتی‌ها است  • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان می‌شوند

امام شناسی ج8

132
  • أبوبكر و عُمَر یافتیم. ایشان اوّلین كسى هستند كه به این احْدُوثه لب گشوده‌اند. با اینكه خودشان در سقیفه بنى ساعده براى غلبه بر انصار در پاسخ خطابه حُباب بن مُنْذر كه فضل و شرف و اولوّیت انصار را بیان كرد، استدلال به قرب و خویشاوندى با پیغمبر نموده و گفتند: اصولًا معقول نیست كه نبوّت و خلافت در دو خانواده قرار گیرد؛ هر جا كه نبوّت است باید خلافت هم همانجا باشد. در سقیفه در حضور بعضى از مهاجران و أبوبكر و أبو عبیده جرّاح وَ مَعَاذ بن جَبَل، و جمیع انصار از جمله سَعْد بن عُبَاده رئیس طائفه أوس، و بشیربن سَعْد از بزرگان طائفه خَزْرَج كه حُبابٍ بن مُنْذَرِ از اولویت و افضلیت انصار بیانى كرد و خطبه‌اى خواند و در پایان گفت: فَأنْتُمْ أعْظَمُ النَّاسِ نَصیباً فى هَذَا الْأمْرِ، وَ إنْ أبَى الْقَوْمَ فَمِنَّا أمِیر وَ مِنْهُمْ أمِیرُ. «پس شما در امر خلافت نصیبتان بزرگتر است. و اگر قریش و شیوخ مهاجر از این مطلب ابا دارند؛ از ما یك أمیر و از مهاجرین هم یك أمیر باشد.»

  •  فَقَامَ عُمَرُ فَقَالَ: هَیهَاتَ لَا یجْتَمِعُ سَیفَانِ فى عِمْدٍ وَاحِدٍ، وَ إنَّهُ وَ اللهِ لَا یرْضَى الْعَرَبُ أنْ تُؤَمِّرَكُمْ وَ نَبِیهَا مِنْ غَیرِكُمْ؛ وَ لَكِنَّ الْعَرَبَ لَا ینْبَغَى أنْ تَوَلّى هَذَا الْأمْرَ إلَّا مَنْ كَانَتِ النُّبُوَّة فِیهِمْ وَ اولُوا الْأمْرِ مِنْهُم.

  •  لَنَا بِذَلِكَ عَلَى مَنْ خَالَفَنَا مِنَ الْعَرَبِ الِحُجَّة الظَّاهِرَة وَ السُّلْطَانُ الْمُبِینُ. مَنْ ینَازِعُنَا سُلْطَانِ مُحَمَّدٍ وَ مِیراثَهُ ـ وَ نَحْنُ أوْلِیاؤُهُ وَ عَشیرَتُهُ ـ إلَّا مُدْلٍ بِبَاطِلٍ، أوْ مُتَجَانِفٍ لِاثْمٍ، أوْ مُتَوَرَّطٍ فَى هَلَكَة؟1 «در این حال عمر بن خطّاب برخاست و گفت: هیهات، چه دور است این اراده و نظریه. دو شمشیر در یك غلاف قرار نمى‌گیرند. سوگند به خداوند كه عَرَبْ راضى نیست شما را أمیر گرداند و پیغمبرش از طائفه غیر شما باشد. آرى عَرَب سزاوار نمى‌داند كه امر خلافت و امامت را به كسى بسپارد مگر آن كه نبوّت هم در میان همانها بوده است، و أُولوا الأمر صاحبان اختیار و اراده و حكومت نیز باید از همانها بوده باشد.

  •  در این گفتار ما براى آن دسته از اعرابى كه مخالفت ما را مى‌كنند، دلیل قاطع و برهان ساطع و حجَّت ظاهره و غلبه آشكارا در منازعه و استدلال است. آخر چه‌

    1. «الإمامة و السِّياسة» ص ٩.