اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج8

0
اعتقادات

جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  هم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم  • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین  • مراد از نعمت، ولایت است  • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام  • وجوه مختلف بطلان رأی‌گیری در سقیفه  • امیرالمؤمنین لقب خاص علی‌بن‌ابی‌طالب است  • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود  • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است  • امیرالمؤمنین علیه‌السلام میزان سنجش نیکی‌ها و زشتی‌ها است  • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان می‌شوند

امام شناسی ج8

128
  • هیچ مرغ و پرنده بلند پروازى نمى‌تواند در اوج حركت خود به كهكشان رفیع من برسد، و خود راهم میزان و هم افق من قلمداد كند.

  •  چون أبوبكر را ملبّس به لباس خلافت دیدم، جامه خلافت را انداختم، و پهلوى خود را از قبول آن تهى كردم، و در اندیشه و تفكر فرو رفتم كه: آیا آماده براى حمله و غلبه برخصم، با دست بریده و قطع شده گردم، و مطالبه حقّ خود را كه حقّ جمیع امَّت اسلام و تمام افراد بشر است بكنم؟ و یا اینكه شكیبائى را پیشه ساخته و برظلمت ابهام و كورى ظلالت صبر كنم؟ آن تاریكى و ظلمتى كه بزرگان را پیر فرسوده و فرتوت مى‌نماید، و خردسلان را سپید موى مى‌كند، و مؤمن را در زندگى توأم با رنج و الَم مى‌اندازد تا عمرش را سپرى كرده، رخت از جهان بربندد، و به ملاقات پروردگارش برسد.

  •  پس چون تأمّل كردم به این نتیجه رسیدم كه صبر و شكیبائى بر این صورت دوم عاقلانه‌تر است. فلهذا صبر را پیشه ساختم، در حالى كه در چشمم خار خلیده، و در گلویم استخوان گیر كرده بود.

  •  من میراث نبوّت رسول خدا را كه به منصب امامت به من ارث رسیده بود تاراج شده یافتم. تا اینكه أبوبكر اوَّلین غاصبِ خلافت، راه طىّ شده را به پایان رسانیده و درگذشت، و پس از خود خلافت را به عُمَر بن خطّاب به عنوان پرداخت رِشوه و اداى حقّ او كه در گیرودارِ سقیفه و به روى كار آوردن او تلاش مى‌كرد، ادا كرد (در اینجا أمیرالمؤمنین علیه السّلام به شعر أعْشَى شاعر به عنوان شاهد تمثّل جست)

  •  «چقدر فرق و تفاوت است میان حالت من در آن روزى كه بر سر كوهان شتر در گرماى هوا و تابش آفتاب طىّ طریق مى‌نمودم، و میان ان روزى كه ندیم حَیان: برادر جابر بودم، و غرق در ناز و نعمت بوده و در كمال آسایش مى‌زیستم.»

  •  اى شگفتا كه با وجود آنكه او در زمان حیات خود، فسخ بیعت خود را از مردم مى‌خواست، وَ اقِیلُونى اقِیلُونى فَلَسْتُ بِخَیرِكُمْ وَ عَلِىُّ فیكُمْ‌1 سر مى‌داد، با وصیت‌

    1. گفتار أبو بکر است که: در مشکلات و وقايع حادثه مى‌گفت: «بيعت مرا برداريد، بيعت مرا برداريد! من بهترين شما نيستم در حالى که على در ميان شما هست»