
امام شناسی ج8
جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. همترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین • مراد از نعمت، ولایت است • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علیبنابیطالب علیهالسلام • وجوه مختلف بطلان رأیگیری در سقیفه • امیرالمؤمنین لقب خاص علیبنابیطالب است • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است • امیرالمؤمنین علیهالسلام میزان سنجش نیکیها و زشتیها است • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان میشوند
امام شناسی ج8
122شده و گردنش را به وسیله ریسمان به دستش بستهاند؛ و آن میخ چوبى بهواسطه كوبیدن شكسته شده و شكاف برداشته، و كسى براى او گریه نمىكند و مرثیه نمىخواند.»
طبرى و ابن أثیر آوردهاند كه حضرت أمیرالمؤمنین علیه السّلام أبو سفیان را طَرد و زَجْر كرده و به او گفتند: انَّک وَ اللهِ مَا أرَدْتَ بِهَذَا إلَّا الْفِتْنَهَ! وَ انَّک وَ اللهِ طَالمَا بَغِیت لِلإسْلَامِ شَرًّا! لَا حَاجَة لَنَا فِى نَصِیحَتِک!1
«سوگند به خداوند كه تو از این پیشنهاد غیر از قصد فتنه و فساد را ندارى! و از زمانهاى دیرین است كه تو براى اسلام طلب شرّمى كردى! ما نیازى در نصیحت تو نداریم»!
علاوه بر أبو سفیان، عبّاس عموى رسول خدا به نزد حضرت أمیرالمؤمنین علیه السّلام آمد و گفت: آمدم بیعت كنم؛ و در این صورت مىگویند: عَمِّ رسول خدا با پسر عمِّ رسول خدا بیعت كرده است و دیگر دو نفر پیدا نمىشوند كه بتوانند در این مسئله با یكدیگر اختلاف داشته باشند.
ابن قتیبه دینورى مىنویسد: قَالَ الْعَبَّاسُ لِعَلِىُّ بْنِ أبیطَالِبٍ ـ كَرَّمَ اللهُ وَجْهَهُ ـ : ابْسُطْ یدَكَ ابَایعْكَ، فَیقَالُ: عَمُّ رَسُولِ اللهِ بَایعَ ابْنَ عَمَّ رَسُولِ اللهِ صَلَّىِ اللهُ عَلَیه (و آله) وَ سَلَّمَ، وَ یبَایعُكَ أهْلُ بَیتِكَ فَإنَّ هَذَا الْأمْرَ إذَا كَانَ لَمْ یقَلْ.
فَقَالَ لَهُ عَلِىُّ ـ کرَّمَ اللهُ وَجْهَهُ ـ : وَ مَنْ یطْلُبُ هَذَا الْأمْرَ غَیرُنَا؟!2
«حضرت فرمودند: مگر كسى غیر از ما ممكن است داعیه امامت را داشته باشد؟»!
أمیر المؤمنین علیه السّلام با اینكه خلافت و امارت را حقّ منحصر خود مىدانستند، براى رضاى خدا و وصیت رسول خدا كه فتنه و فساد بر پا نگردد، و اسلام نوپا دچار آفت نشود، از حقّ مسلَّم خود برداشتند.
- «تاريخ طبرى»، طبع دار المعارف مصر، ج ٣، ص ٢٠٩. و «تاريخ الکامل»، طبع بيروت ١٣٨٥ هجرى قمرى، ص ٣٢٦. و بيت دوّم را در اين دو کتاب، مَعْکوسٌ بِرُمَّتِهِ آوردهاند. و عکس عبارت است از بستن گردن حيوان به يکى از دستهايش.
- «الإمامة و السِّياسة»، ص ٦، و «شرح نَهْج البلاغه» ابن أبى الحديد، طبع دار إحياء الکتب العربية، ج ١، ص ١٦٠ و ص ١٦١.
