اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج8

0
اعتقادات

جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  هم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم  • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین  • مراد از نعمت، ولایت است  • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام  • وجوه مختلف بطلان رأی‌گیری در سقیفه  • امیرالمؤمنین لقب خاص علی‌بن‌ابی‌طالب است  • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود  • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است  • امیرالمؤمنین علیه‌السلام میزان سنجش نیکی‌ها و زشتی‌ها است  • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان می‌شوند

امام شناسی ج8

121
  • چشمانش خار خلیده، و در گلویش استخوان گیر كرده بود.

  •  ابن أبى الحدید آورده است كه: چون مهاجرین با أبوبكر بیعت كردند أبو سفیان به مدینه آمد و مى‌گفت: أمَا وَ اللهِ إنِّى لَأرَى عَجَاجَة لَا یطْفِئَهَا إلَّا الدَّمُ؛ یا لَعَبْدِ مَنَافٍ! فِیمَ أبوُبَكْر مِنْ أمْركُمْ؟! أینَ الْمُستَضْعَفَانِ؟ أینَ ألْأذَلَّانِ؟ أینَ الْأذَلَّانِ؟ یعْنى عَلِیاً وَ الْعَبَاسَ ـ مَا بَالُ هَ‌ذَا فِى أقَلِّ حَىِّ مِنْ قُرَیشٍ؟

  •  «سوگند به خدا كه من غبار و گرد و خاكى را مشاهده مى‌كنم كه آسمان را فرا گرفته و هیچ چیز غیر از خون ریختن آن را فرونمى‌نشاند و خاموش نمى‌كند. اى آل عبد مَناف! أبوبكر در امر شما چه كاره است؟! كجا هستند دو نفرى كه ضعیف شمرده شده اند؟ كجا هستند دو نفرى كه منقاد و ذلیل قرار گرفته اند؟ ـ و مراد او از این دو نفر على و عبّاس بود ـ چه شده است كه امر حكومت در پست‌ترین طائفه از طوائف قریش قرار گرفته است؟»

  •  سپس أبو سفیان به أمیرالمؤمنین علیه السّلام گفت: ابْسُطْ یدَكَ ابَایعْكَ، فَوَ اللهَ إنَ شِئْتَ لَأمْلَأَنَّها عَلَى أبى فُضَیلٍ ـ یعْنِى أبَا بَكْرٍ ـ خَیلًا وَ رَجِلًا! فَامْتَنَعَ عَلَیهِ عَلِىُّ علیه السّلام فَلَمَّا یئِسَ مِنْهُ قَامَ عَنْهُ وَ هُوَ ینْشِدُ شِعْرَ الْمُتَلَمِّسِ:

  • وَ لَا یقیمُ عَلَى ضَیمِ یرَادُ بِهِ‌***إلَّا الْأذَلَّانِ عَیرُ الْحَىِّ وَ الْوَتَدُ
  • هَذَا عَلَى الْخَسْفِ مَرْبُوطُ بِرُمَّتهٍ‌***وَ ذَا یشَجُّ فَلَا یرْثى لَهُ أحَدَ1
  •  «اى على دستت را دراز كن تا با تو بیعت كنم؛ سوگند به خدا اگر بخواهى تمام شهر مدینه را براى جنگ با أبوبكر پر از سواره نظام و پیاده نظام خواهم كرد! أمیرالمؤمنین علیه السّلام از درخواست أبو سفیان و بیعت، امتناع ورزید. چون أبو سفیان از على مأیوس شد از نزد او برخاست، و شعر متلمّس را مى‌خواند:

  •  ایستادگى و پایدارى نمى‌كند برستمى كه مى‌خواهد بر او وارد شود مگر دو مُنْقاد و ذلیل: یكى حِمارِ قبیله است و دیگرى میخ چوبى است كه با آن بند و ریسمان حِمار را به زمین كوبیده‌اند.

  •  أمّا این حمار در نقصان و كمبودى كه به او وارد مى‌شود به ریسمانش بسته‌

    1. «شرح نَهْج البلاغه»، طبع دار إحياء الکتب العربيه، ج ١، ص ٢٢١ وص ٢٢٢، ضمن شرح خطبه پنجم