اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج8

0
اعتقادات

جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  هم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم  • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین  • مراد از نعمت، ولایت است  • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام  • وجوه مختلف بطلان رأی‌گیری در سقیفه  • امیرالمؤمنین لقب خاص علی‌بن‌ابی‌طالب است  • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود  • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است  • امیرالمؤمنین علیه‌السلام میزان سنجش نیکی‌ها و زشتی‌ها است  • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان می‌شوند

امام شناسی ج8

105
  • كردند.

  •  و در این صورت كه خود او اعتراف مى‌كند كه اگر انصار قبل از آنكه با أبوبكر بیعت كنند این سخنان را از على شنیده بودند یكنفر از بیعت على سر نمى‌پیچید، معلوم مى‌شود كه آن محلّ رأى گیرى و سقیفه بنى ساعده كه چنین وضعى در آن حكمفرما بوده كه مهمترین كاندید و نامزد خلافت با این خصوصیات در آن نبوده كه اگر بود به‌طور یقین وضع و كیفیت مجلس صورت دیگرى به خود مى‌گرفت، در این صورت از درجه اعتبار ساقط، و آن مجتمع مخفیانه از حضور على و بنى هاشم و سَران مهاجر و انصار كه به‌طور غلیه و خُفْیه تحقّق پذیر فاقد ارزش است.

  • أمیرالمؤمنین علیه السّلام را به جرم جوانى كنار زدند

  •  یك اشكالى كه برخلافت أمیرالمؤمنین علیه السّلام داشتند جوانى او بود. مى‌گفتند: على جوان است. أبو عبیده جَرَّاح در مسجد كه على را براى بیعت برده بودند به او گفت:

  • یا بْنَ عَمِّ، إنَّک حَدیثُ السِّنِّ وَ هَؤْلاءِ مَشِیخَة قَوْمِک، لَیسَ لَک مِثْلُ تَجْربَتِهِمْ وَ مَعْرِفَتِهِمْ بِالْامُورِ؛ وَلَا أرَى أبَا بَکرٍ الَّا أقْوَى عَلَى هَذَا الْأمْرَ مِنْک وَ أشَدَّ احْتِمَالًا وَ اضْطِلَاعاً بِهِ، فَسَلَّمْ لِأبى بَکر هَذَا الْأمْرِ! فَانَّک إنْ تَعِشْ وَ یطُلْ بِک بَقَاءُ فَأنْت لِهَذا الْامْرِ خَلِیقُ وَ بِهِ حَقِیقُ فى فَضْلِک وَ دِینِک وَ عِلْمِک وَ فَهْمِک وَ سَابِقَتِک وَ نَسَبِک وَ صِهْرِک!1

  •  اى پسر عمو! تو جوانى و سِنَّت كم است، و این جماعت، شیوخ قوم تو هستند! تو همانند آنها تجربه و معرفت به امور را ندارى؛ و من به یقین مى‌دانم كه أبوبكر از تو بر این امر قدرتش افزونتر است! و صبر و طاقتش در نهوض و قوّت در حمل این بار بیشتر است! تو این خلافت و امامت را به أبوبكر بسپار! پس اگر زنده ماندى و عمرت طولانى شد در آن صورت تو براى حكومت سزاوارى، و براى حمل این بار، استوار و متین و نیرومند و قمین! به جهت فضل تو و دین تو و علم تو و فهم تو و سابفه تو و نسب تو و دامادى تو.»

  •  در اینجا مى‌بینیم كه با این عبارات حساب شده، چگونه أبو عبیده جَرَّاح كه سوّمین نفرى است كه با أبوبكر بیعت كرده است و از كارگردانان سقیفه بوده و

    1. «الإمامة و السِّياسة» ص ١٢.