
امام شناسی ج8
جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. همترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین • مراد از نعمت، ولایت است • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علیبنابیطالب علیهالسلام • وجوه مختلف بطلان رأیگیری در سقیفه • امیرالمؤمنین لقب خاص علیبنابیطالب است • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است • امیرالمؤمنین علیهالسلام میزان سنجش نیکیها و زشتیها است • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان میشوند
امام شناسی ج8
77وَ لَوْ فُضَّ بَینَ النَّاسِ مِعْشَارُ جُودِهِ *** لَمَا عَرَفُوا فِى النَّاسِ بُخْلًا وَ لَا ضَنّاً ١ وَ کلُّ جَوَادٍ جَادَ بِالْمَالِ إنَّمَا *** قُصَارَاهُ أنْ یسْتَنَّ فِى الْجُودِ مَاسَنّاً ٢ وَ کلُّ مَدیحٍ قُلْتُ أوْ قَالَ قَائِلُ *** فَإنَّ أمِیرَ الْمُؤمِنینَ بِهِ یعْنَى ٣ سَیخْسَرُ مَنْ لَمْ یعْتَصِمْ بِوَلِائهِ *** وَ بَقُرَعُ یوْمَ الْبَعْثِ مِنْ نَدَمِ سِنَّا ٤ لِذَلِک قَدْ وَالیتُهُ مُخْلِصَ الْوَلَا *** وَ کنْتُ عَلَى الْأحْوَالِ عَبْداً لَهُ قِنَّا ٥ ١ ـ «اگر عُشْرى از جود و بخشش او را جدا كرده بشكنند و در بین مردم تقسیم كنند، دیگر هیچگونه بُخل و حرصى از مردم دیده نخواهد شد و به یاد نخواهند داشت.
٢ ـ و هر شخص جواد و بخشندهاى كه به مال خود جود كند، نهایت امرش این است كه از طریق و روش و منهاجى كه او نهاده است، پیروى كرده و بدان سُنَّت و نَهْج عمل نموده است.
٣ ـ و هر مدیحه را كه من بسرایم و یا مدیحه سراى دیگرى بسراید، درباره هر كس كه باشد در حقیقت و واقع امر منظور آن مَدْح و ثنا، أمیرالمؤمنین علیه السّلام مىباشد.
٤ ـ كسى كه به ولایت او اعتصام نكند و چنگ نزند، در آینده به خسران و زیان دچار مىشود؛ و در روز رستاخیز از شدّت ندامت، دندانهاى خود را بهم خواهد كوبید.
٥ ـ و به همین جهت است كه من ولایت او را بر عهده دارم، آن ولایت خالص و پاك و بدون شائبه را؛ و در جمیع احوال بر اساس همان ولایت است كه من بنده زر خرید و حلقه به گوش او هستم.»
و سپس ادامه مىدهد و ابیاتى را كه در مَطْلع براى شاهد بحث آوردهایم از بیت ٨٦ تا بیت ٩١ مىآورد، و تا آخر با ابیات نغز و دلنشین با سبكى بدیع قصیده را خاتمه مىدهد.1
- «الغدير» ج ٤، ص ١٥٥ تا ص ١٦٠. و آخر ابيات در بيت ٩٨ تا ١٠٦ گويد:
فَصَاخَة شِعْرِى مُذْ بَدَتْ لِذَوِى الْحِجَى ** تَمَثَّلَتِ الْأشْعَارُ عِنْدَهُمْ لُكنَا
وَ خَيرُ فُنُونِ الشِّعْرِ مَارَقَّ لَفْظُهُ ** وَ جَلَّتْ مَعانِيهِ فَزَادَتْ بِهَا حُسْنَا
وَ لِلشِّعْرِ عِلْمٌ إنْ خَلَا مِنْهُ حَرْفُهُ ** فَذَاك هَذَاءٌ فِى الرُّؤسِ بِلَا مَعْنَى
إذَا مَا أدِيبٌ أنْشَدَ الْغَتَّ خِلْتَهُ ** مِنَ الْكرْبِ وَ التَّنْغيصِ قَدْ ادخِلَ السَّجْنَا
إِذَا مَا رَأوْها أحْسَنُ النّاسِ مَنْطِقاً ** وَ أثْبَتُهُمْ حَدثاً وَ أطْيبُهُمْ لَحْنَا
تَلَذُّ بِهَا الْأسْمَاعُ حَتَّى كأنَّها ** ألَذُّ مِنْ أَيامِ الشَّبِيبَة أوْ أهْنَى
وَ فى كلِّ بَيتٍ لَدَّة مُسْتَجِدَّة ** إذَا مَا انْتَشاهُ قِيلَ: يا لَيتَهُ ثَنَّى
تَقَبَّلَها رَبِّى وَ وَفَّى ثَوابَها ** وَ ثَقَّلَ ميزانى بِخَيراتِها وَزْنَا
وَ صَلَّى عَلَى الْأطْهارِ مِنْ آلِ أحمدٍ ** إلَهُ السَّماءِ ما عَسْعَسَ اللَّيلُ أوْجَنَّا
بايد دانست که: ابن حمّاد عَبْدى از أهل بصره و معاصر شيخ صدوق و أقران او بوده است و نجاشى او را ادراک کرده است. و او از کتب أبى احمد جلّودى بصرى متوفّى در سنه ٣٣٢ روايت مىکند. و امّا عبدى کوفى: سُفيان بن مصعب از أهل کوفه بوده و معاصر سيد حميرى بوده و ظاهراً تا حدود سنه که وفات حميرى بوده حيات داشته و حضرت صادق عليه السّلام شيعه را امر کردهاند که اشعار او را در منازل خود بخوانند («الغدير» ج ٢، ص ٢٩٧
- «الغدير» ج ٤، ص ١٥٥ تا ص ١٦٠. و آخر ابيات در بيت ٩٨ تا ١٠٦ گويد:
