
امام شناسی ج8
جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. همترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین • مراد از نعمت، ولایت است • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علیبنابیطالب علیهالسلام • وجوه مختلف بطلان رأیگیری در سقیفه • امیرالمؤمنین لقب خاص علیبنابیطالب است • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است • امیرالمؤمنین علیهالسلام میزان سنجش نیکیها و زشتیها است • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان میشوند
امام شناسی ج8
67خلفاء و در پى آمدن آثار شوم آن بیان مىكند، و نشان مىدهد كه اگر خلافت مرد مظلوم على بن أبىطالب علیه السّلام را نمىبردند تیر حرمله در روز عاشورا به گلوى حضرت على اصغر نمىرسید. این ابیات را على بن عیسى إربلى در كتاب نفیس خود آورده است.1
یا مَن یسَائِلُ دَائِباً عَنْ کلِّ مُعْضَلَة سَخیفَة *** لا تَکشِفَنَّ مُغَطَّئاً فَلَرُبَّمَا کشَفْتَ جِیفَة ١ وَ لَرُبَّ مَسْتُورٍ بَدَا کاطَّبْلُ مِنْ تَحْتِ الْقَطِیفَة *** إنَّ الْجَوابَ لَحَاضِرٌ لَکنَّنِى أخْفِیهِ خِیفَة ٢ لَوْ لَا اعْتِدَاءُ رَعِیة ألْقَى سِیاسَتَهَا الخَلِیفَةْ *** وَ سُیوفٌ أعْدَاءِ بِهَا هَامَاتِنَا أبْدَا نَقِیة ٣ لَنَشْرْتُ مِنْ أسْرارِ آل مُحَمَّدٍ جُمَلًا طِریفَة *** تُغْنیکمُ عَمَّا رَوَاهُ مَالِک وَ أبوُ حَنِیفَة ٤ وَ أرَیتُکمْ أنَّ الْحُسَینَ اصِیبَ فِى یوْمِ السَّقِیفَة *** وَ لأى حَالٍ لُحِّدَتْ بِاللَّیلِ فَاطِمَة الشَّرِیفَة ٥ وَ لِمَا حَمَتْ شَیخَیکمُ عَنْ وَطْى حُجُرَتِهَا المُنِیفَة *** أوَّه لِبِنَتِ مُحَمَّدٍ مَاتَتْ بُغْصَّتِهَا أسِیفَة2 ٦ - «کشف الغمّة» ص ١٥١ از ابن القرَيعَة که همان قريعى است آورده است.
- در «سفية» البحار» در مادّه قَرَعَ (ج ٢، ص ٤٢٥) گويد: ابن القُريَعَة قاضى أبو بکر محمّد بنعبدالرحمن بغدادى است که در سِندية قاضى بوده و سِنْديه قريهاى است بين بغداد و انبار. او مردى فصيح و مَزّاح و لطيف الطبع بود ـ تا اينکه گويد ـ و از براى اوست اشعار معروف در مظلوميت فاطمه عليها السّلام که در کتاب «بحار الأنوار» ج ١٠، باب ٧ ص ٥٤ ذکر کرده است: يا مَن يسَائِل دَائِباً عَن کلِّ مَسألة سَخِيفَة تا آخر. و سپس در «سفينه» فرموده است: قاضى أبو بکر ابن القُرِيَعَة در سنه ٣٦٧ رحلت کرده است؛ و قُرَيْعَة به صيغه تصغير جدّ اوست. انتهى. و أنا أقول: بنابراين او را قُرَيعْى گويند. و اين اشعار متعلق به أبو بکر باقلانى نيست. چون قاضى باقلانى بنا به نقل «سفينة البحار» ج ١ ص ٩١ در سنه ٤٠٣ فوت کرده است. و قرَيعى اسمش: محمّد بنعبدالرحمن بوده و باقلانى اسمشمحمّد بن طيب بوده است. و از تشابه اين دو اسم بعضى در نوشتههاى پارسى خود اشتباه کرده اين اشعار را به باقلانى نسبت دادهاند، و اين اشتباه واضح است. بارى مرحوم محدّث قمى نيز اين اشعار را در «بيت الأحزان» آورده است.
