
امام شناسی ج8
جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. همترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین • مراد از نعمت، ولایت است • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علیبنابیطالب علیهالسلام • وجوه مختلف بطلان رأیگیری در سقیفه • امیرالمؤمنین لقب خاص علیبنابیطالب است • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است • امیرالمؤمنین علیهالسلام میزان سنجش نیکیها و زشتیها است • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان میشوند
امام شناسی ج8
63آیات ﴿الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ﴾ تا ﴿رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً﴾ مىباشد كه در سوره مائده آمده، و بین محرّمات أكل را كه جمله مستثنى منه را تشكیل مىدهند، و بین موارد اضطرار كه جمله مستثنى را تشكیل مىدهند فاصله انداخته است، با اینكه این دو جمله مُحرّمات و جواز موارد اضطرار كه مستثنى و مستثنى منه هستند به هیچ وجه در تمامیت مفاد خود نیازى بدین جمله معترضه ندارند.
این جملات را فاصله آوردهاند، تا خلط مبحث شود و چنین گمان شود كه: مراد از روزى كه كفّار از دستبرد به دین مسلمین مأیوس شدند و در آنروز باید مسلمین از ایشان نترسند و از (خدا بترسند؛ و آن درشت روزى كه دین مسلمین) را خداوند كامل نموده، و نعمت را بر آنها تمام كرده است، روزى است كه مثلًا حكم مُتَرَدیة و منخنقة و مُوقَوْذَة و نَطیحَة (حیوانِ از بلندى پرتاب شده، و خفه شده و چوب زده شده و شاخ زده شده) بیان شده و حرمت اینها روشن شده است، تا آنكه آن جملات كه داراى مُفاد عالى و محتواى راقى است و درباره ولایت است به طورى كه درباره غیر آن نمىتواند بوده باشد، از منظر و مورد توجّه بیفتد، و مردم از فكرش بیفتند، و به دنبال محتواى و مفادش نروند، و چنین پندارند كه آیه اكمال دین و اتمام نعمت كه به واسطه آن دیگر در اسلام كمبودى نیست و سزاوار است كه خداوند به دین اسلام راضى باشد، راجع به مسائل عادى پیش پا افتاده همچون مراوده با كفّار و حلّیت طعام آنها براى مسلمین و حلّیت طعام مسلمین براى آنها و أمثال ذلك مىباشد.
و محصّل گفتار ما اینست كه: ﴿الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا﴾ كلام معترض و جمله معترضهاى است كه در وسط آیه آمده است، و آیه براى تمامیت معناى خود هیچ توقّفى بر دلالت این كلام ندارد، چه اینكه بگوئیم: آیه در وسط آیه نازل شده و از اوّل أمر بین دو جمله محرّمات و جواز عند الضرورة فاصله شده است، و چه اینكه بگوئیم: رسول اكرم صلّى اللَه علیه و آله و سلّم به كاتبان وحى گفتهاند كه این آیه را در اینجا قرار دهند، با فرض انفصال دو آیه و اختلاف آنها در نزول، با فرض بعید بودن این احتمال در نهایت بُعد و چه اینكه بگوئیم: در هنگام تألیف قرآن در اینجا گذارده شده است بدون اینكه در نزول با یكدیگر همراه بوده است.
در هر حال جمله ﴿الْيَوْمَ يَئِسَ﴾ سخن مستقلّى است، و چون ملاحظه و قیاس با صدر آیه و ذیل آیه شود نیز استقلال خود را حفظ كرده، و ورود آن در این مورد، و
