
امام شناسی ج8
جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. همترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین • مراد از نعمت، ولایت است • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علیبنابیطالب علیهالسلام • وجوه مختلف بطلان رأیگیری در سقیفه • امیرالمؤمنین لقب خاص علیبنابیطالب است • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است • امیرالمؤمنین علیهالسلام میزان سنجش نیکیها و زشتیها است • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان میشوند
امام شناسی ج8
58چون این مطلب دانسته شد، از اینجا به دست مىآید كه بر این طرز تفكر دو اشكال وارد است: أوَّلًا: آنچه كه آنرا معناى دین پنداشتهاند معناى دین نیست، و گفتار خداى تعالى: ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ﴾، بر آن صادق نیست.
و ثانیا: چگونه ممكن است خداوند دینى را كه صورتش چشمگیر شده آن را كامل بنامد و به خود نسبت دهد؟ و بر امَّت منّت گذارد؟ در حالیكه فقط زمین از ظاهر مشركین پاك شده، و مسلمین مىتوانند اعمالشان را بدون دغدغه مكر و كید ایشان فارغاً انجام دهند، ولیكن هنوز در میان مسلمین افرادى هستند كه ضررشان و فسادشان براى اسلام به مراتب بیشتر از مشركین است. و این دسته همان جماعت منافقین مىباشند كه با دستهبندىهاى دقیق و اجتماعات سِرِّیه پیوسته در مسلمین راه مىیافتند و دست به فساد مىزدند، و دائماً در واژگون كردن امُور مسلمین، و دسیسه كردن در دین، و القاءِ شبهات در بین ایشان مىكوشیدند.
منافقین داستان شگرف و عظیمى دارند كه در بسیارى از آیات قرآن مانند سوره منافقین و بعضى از آیات سوره بقره، و النّساء و مائده و انفال و برائت و احزاب و غیرها آمده است.
و نمىدانیم به واسطه نزول آیه اكمال دین، چگونه یكباره جمعیت ایشان گسست؟ و نفس هایشان در سینهها خاموش شد؟ و به چه طریقى كید و مكرشان باطل شد؟ و باطلشان نابود و نیست شد؟ چگونه ممكن است با وجود ایشان خداوند بر مسلمین به اكمال ظاهر دین، و اتمام ظاهر نعمت منّت گذارد، و به ظاهر اسلام رضا گردد، به مجرّد آنكه فقط دشمنان مسلمین را از مكه طرد نموده است با آنكه مىدانیم به شهادت قرآن و تاریخ، منافقین دشمنتر، و پر خطرتر، و تلختر از مشركین بودهاند. و تصدیق گفتار ما سخن خداوند است كه خطاب به پیامبرش مىگوید: ﴿هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ﴾.1 «ایشانند فقط دشمنان، پس از ایشان حذر کن!.»
چگونه متصوّر است كه خداوند سبحانه بر مسلمین منّت گذارده، و ظاهر دین خود را به كمال موصوف كند در حالى كه باطن این دین چنین است؟ و یا نعمت خود
- آيه ٤، از سوره ٦٣: منافقون.
