اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج8

0
اعتقادات

جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  هم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم  • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین  • مراد از نعمت، ولایت است  • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام  • وجوه مختلف بطلان رأی‌گیری در سقیفه  • امیرالمؤمنین لقب خاص علی‌بن‌ابی‌طالب است  • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود  • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است  • امیرالمؤمنین علیه‌السلام میزان سنجش نیکی‌ها و زشتی‌ها است  • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان می‌شوند

امام شناسی ج8

56
  • شَى‌ءٌ قَطُّ إلا نَقَصَ. قَالَ: صَدَقْتَ!1

  •  «عمر گفت: سبب گریه من اینست كه: ما پیوسته در دین خودمان رو به زیادتى مى‌رفتیم، و امّا چون دین كامل شد هیچ چیز نیست كه كامل شود مگر اینكه نقصان مى‌پذیرد. فرمود: راست گفتى»!

  •  و همچنین نظیر این روایت را به وجه دیگرى در «الدُّرُّ الْمَنْثُور» از احمد بن حنبل از عَلْقَمَة بن عبداللَه مُزنى روایت مى‌كند كه او گفت: مردى به من گفت: من در مجلس عمر بن خطّاب بودم و او به مردى از قوم گفت: تو چگونه از رسول خدا شنیدى كه اسلام را توصیف كند؟!

  •  آن مرد گفت: سَمِعْتُ رَسولَ اللهِ صَلَّى اللَه علیه (و آله) و سلّم یقولُ: إنَّ الإسْلَامَ بَدَأ2 جَدَعاً ثُمَّ ثَنِیاً ثُمَّ رَبَاعِیا ثُمَّ سَدَسِیا ثُمَّ بَازلًا. قَالَ عُمَرُ: فَمَا بَعْدَ البُزُولِ إلّا النُقصان.3

  •  «شنیدم كه رسول خدا صلّى اللَه علیه و آله و سلّم مى‌گفت: اسلام در ابتداء همانند جَذَع‌ ظهور كرد (بچّه حیوانى كه هنوز دندان در نیاورده است)، و پس از آن رشد كرد و همانند ثَنِى‌ ظهور كرد (بچّه حیوانى كه چهار دندان جلوى او كه آنها را ثنایا گویند، در آمده باشد)، و پس از آن رشد كرد و همانند رَباعى‌ ظهور كرد (بچّه حیوانى كه رباعیات او كه عبارتند از چهار دندان در اطراف ثنایا درآمده باشد)، و پس از آن رشد كرد و همانند سَدّسِى‌ ظهور كرد (بچّه حیوانى كه هنوز سنّش به‌ بَازِل‌ نرسیده است). و پس از آن همانند بَازِل ظهور كرد. (بچّه حیوانى كه دندانهاى ناب او كه در پشت رباعیات است، درآمده باشد. و در این صورت حیوان مانند گوسفند و گاو شتر به مرحله كمال خود رسیده است).

    1. «الدّرُّ المنثور» ج ٢، ص ٢٥٨، و «تفسير ابن کثير» ج ٢، ص ٤٨٩، و «تفسير طبرى» ج ٦، ص ٨٠.
    2. بَدَأ، يبْدَأ لازم استعمال شده است. جوهرى در «صحاح اللغة» گويد: بَدَأتُ بِالشَّى‌ء بَدْءاً: ابْتَدَأتُ بِهِ. و ابن اثير در «نهايه» آورده است. و منه حديث على ـ رضى الله عنه ـ وَ اللهِ لَقَدْ سَمِعْتُهُ يقُول: لَيضْرِبُنَّکمْ عَلَى الدِّين عَوْداً کما ضَرَبْتُمُوهُ عَلَيهِ بَدْءاًأى اوّلًا: «سوگند به خدا که طايفه عجم شما را براى اقامه دين با شمشير مى‌زنند در انتهاى کار، همچنانکه در اوّل کار شما آنها را با شمشيرد زديد.» و منه الحديث ... وَعدْتُمْ مِن حَيثُ بَدَأتمُ.
    3. «الدّر المنثور» ج ٢، ص ٢٥٩.