اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج8

0
اعتقادات

جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  هم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم  • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین  • مراد از نعمت، ولایت است  • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام  • وجوه مختلف بطلان رأی‌گیری در سقیفه  • امیرالمؤمنین لقب خاص علی‌بن‌ابی‌طالب است  • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود  • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است  • امیرالمؤمنین علیه‌السلام میزان سنجش نیکی‌ها و زشتی‌ها است  • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان می‌شوند

امام شناسی ج8

150
  • عَبَاسٍ‌ قُمْ مَعَهُ قَالَ: فَشَبَّک أصَابِعَهُ فِى أصَابِعِى وَ مَضَى، حَتَّى إذَا خَلَّفْنَا الْبَقِیعَ، قَالَ: یا بْنَ عَبَّاسٍ، أمَا وَ اللَهِ أنْ کانَ صَاحِبُک هَذَا أوْلَى النَّاسِ بِالْأمْرِ بَعْدَ وَفَاة رَسُولِ اللهِ، إلَّا أنّا خِفْتَاهُ عَلى اثْنَتَینِ.

  •  قَالَ ابْنُ عَبّاسٍ: فَجَاء بِمَنْطِقٍ لَمْ أَجِد بُداً مَعَهُ مِن مَسألَتِهِ عَنْهُ، فَقُلْتُ: یا أمِیرِالْمُؤمِنِینَ، مَا هُمَا؟! قَالَ: خَشِینَاهُ عَلَى حَدَاثَة سِنِّهِ وَ حُبِّهِ بَنِى عَبْدِ الْمُطَّلِبِ.1

  •  «امام باقر علیه السّلام گفتند: على بن أبى‌طالب در جلو خان و هشتى منزل خود نشسته بود، و در نزد او ابن عبّاس بود، كه عُمَر از آنجا عبور كرد و سلام كرد. آن دو از او پرسیدند: كجا مى‌خواهى بروى؟! عُمَر گفت: مى‌روم به سراغ مالى كه در ینْبعُ‌2 ـ دارم. على فرمود: آیا نمى‌خواهى ما هم همراه تو بیائیم؟ عُمَر گفت: آرى! حضرت فرمود: اى ابن عبّاس برخیز و با او برو!

  •  ابن عبّاس مى‌گوید: عُمَر با من به راه افتاد، و انگشتان دست خود را در انگشتان دست من كرده، گفتگو مى‌كردیم و مى‌رفتیم. و گذشتیم تا جائى كه از بقیع گذشتیم. عُمَر گفت: اى پسر عبّاس سوگند به خداوند كه: این صاحب تو سزاوارترین مردم به امر خلافت پس از وفات رسول خدا بوده است، الّا اینكه ما بر دو صفت كه در او بود از او بیم داشتیم‌

  •  ابن عبّاس مى‌گوید: عُمَر لب به سخنى گشود كه من هیچ چاره‌اى نداشتم مگر آنكه از آن پرسش كنم؛ فلهذا گفتم: اى امیر مؤمنان آن دو صفت چیست؟! عُمَر گفت: ما از على بیمناك بودیم به واسطه جوان بودنش و به واسطه محبّتى كه به فرزندان عبد المطلّب دارد.»

  •  بعد از روشن شدن اینكه عُمَر و دستیاران او اقرار داشتند كه على بن أبى‌طالب أولى و أحقّ است به خلافت؛ طبق موازین دینى باید با متخلّف، معارضه و مبارزه كرد و او را از میدان خارج كرد و از صَحنه دور ساخت؛ باید متخلّف را به حقّ وادار كرد نه آنكه حقّ را براى رضاى خاطر متخلّف از حقّ ترك نمود. و اگر خود

    1. «شرح نهج البلاغه»، طبع دار إحياء الکتب العربية، ج ٢، ص ٥٧، ضمن خطبه ٢٦.
    2. ينبع ـ به فتح ياء و سکون نون و ضَمّ باء موحّده و عين مهمله ـ محلى است آباد و داراى چشمه آب و درخت و زراعت. در طرف راست کوه رَضوى است نسبت به کسى که از مدينه سرازير شده و مى‌خواهد به طرف دريا برود. تا رَضوى يک شب راه فاصله دارد؛ و تا مدينه هفت مرحله است. (معجم البلدان).