
امام شناسی ج8
جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. همترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین • مراد از نعمت، ولایت است • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علیبنابیطالب علیهالسلام • وجوه مختلف بطلان رأیگیری در سقیفه • امیرالمؤمنین لقب خاص علیبنابیطالب است • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است • امیرالمؤمنین علیهالسلام میزان سنجش نیکیها و زشتیها است • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان میشوند
امام شناسی ج8
136است):
١ ـ «سوگند به بیت اللَه الحرام كه شما دروغ مىگوئید كه: محمّد كشته مىشود، بدون آنكه ما براى حمایت او نیزهها بر یكدیگر پرتاب كرده باشیم، و براى مصونیت و حفظ او در فرو بردن تیرها سبقت نجسته باشیم!
٢ ـ و دروغ مىگوئید كه: ما محمّد را به شما تسلیم مىكنیم، بدون آنكه جان خود را نثار كرده، در اطراف او كشته به روى خاك بیفتیم، و زنان و فرزندانمان را به خاك نسیان و فراموشى بسپاریم»!
پس از خواندن این دو بیت شعر گفت: استَغْفِرُ اللهَ؛ و سپس به راه افتاد؛ و اندك زمانى تكلّم نكرد، و سپس گفت:
وَ مَا حَمَلَتْ مِنْ نَاقَة فَوْقَ رَحْلِهَا *** أبَرَّ وَ أوفَى ذِمَّة مِن مُحَمَد ١ وَ أکسَى لِبُرْدِ الْخَالِ1 قَبُولَ ابْتِذَالِهِ *** وَ أعطَى لِرَأْسِ السَّابِقِ الْمُتَجَرَّد ٢ ١ ـ هیچ ناقهاى بر روى جهاز خود، حمل نكرده كسى را كه از محمّد، بِرّ و إحسانش بیشتر، و عهد و پیمان و امان و ضمانش بهتر باشد.
٢ ـ و كسى را كه از محمّد بهتر با بُرد یمانى آن بُردى كه از ناحیه خال یمَن باشد قبل از اینكه كهنه شود، پوشانندهتر باشد؛ و در بخشیدن و عطا كردن اسب تندرو و برنده كه در رِهان و مسابقه از همه جلوتر بیفتد و مسابقه را ببَرد، بخشش بیشتر باشد.»
و پس از این گفت: أسْتَغْفِرُ اللهَ، اى پسر عبّاس! چه موجب شد كه على از مسافرت با ما خوددارى كند؟! گفتم: نمىدانم! گفت: پدر تو عبّاس عموى رسول خدا صلّى اللَه علیه (و آله) و سلّم است، و تو پسر عموى پیغمبر هستى؛ پس چرا قوم شما از دست دادن خلافت به شما خوددارى كردند؟! گفتم: نمىدانم. گفت: ولیكن من مىدانم: قوم شما: قریش، امارت و حكومت شما را بر خودشان ناپسند داشتند. گفتم: به چه علّت و سبب. در حالى كه ما نسبت به ایشان حكم اصل و پایه را
- در «معجم البلدان» آورده است که: الخال أيضاً موضعٌ فى شِقٍّ اليمَن. «خال، همچنين ناحيهاى است در جانب يمن» و بنابراين ظاهراً چون در آنجا بُردهاى يمانى بهتر و مرغوبتر تهيّه مىشده است فلهذا بُرد الخال در شعر آمده است.
