اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج8

0
اعتقادات

جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  هم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم  • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین  • مراد از نعمت، ولایت است  • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام  • وجوه مختلف بطلان رأی‌گیری در سقیفه  • امیرالمؤمنین لقب خاص علی‌بن‌ابی‌طالب است  • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود  • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است  • امیرالمؤمنین علیه‌السلام میزان سنجش نیکی‌ها و زشتی‌ها است  • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان می‌شوند

امام شناسی ج8

135
  •  نظیر این روایت ساختگى كه در مواقع محكومیت جَعْل و بدان استناد مى‌جستند یكى روایت: نَحْنُ مَعَاشِرَ الْأنبِیاءِ لَا نُوَرِّثُ دِرْهَماً وَ لَا دِینَاراً؛ مَا تَرَکنَاهُ فَهُوَ صَدَقَة1 است كه راوى این روایت غیر از خود أبوبكر كه فَدَك را از فاطمه زهرا ـ سلام اللَه علیها ـ غصب كرد، كسى دیگر را نمى‌توان یافت.

  •  و دیگر، روایت‌ أصْحَابى کالنُّجُومِ بِأیهُمُ اقْتَدَیتُمِ اهْتَدَیتُمْ‌ است كه مضمونش مُكذّب سَنَد و نسبت آن به رسول خداست.2

  •  و از مصادیق آن همین روایت مجعول عدم اجتماع نبوّت و خلافت در خاندان واحد است؛ كه به وضوح روشن است كه آن را جعل نموده، و بر خلاف كتاب خدا و روایت متواتره و اجماع و حكم عقل، نسبت به رسول خدا داده‌اند.

  •  طبرى در وقایع سال بیست و سوّم از هجرت در سیره عُمَر مى‌نویسد: (در سفرى كه عمر به شام كرد، و بزرگان از اصحاب رسول خدا و معروفین از جمله عَبدالله بن عبّاس را با خود همراه كرد؛ ولیكن أمیرالمؤمنین علیه السّلام از معیت و رفتن با او استنكاف كرده و دعوتش را ردّ كردند) مردى از اولاد طَلْحه روایت مى‌كند كه ابن عبّاس گفت: در بعضى از سفرهائى كه عُمَر كرد، من هم با او هم سفر بودم؛ و دیر یك شبى كه ما راه مى‌پیمودیم و شتر من در نزدیكى شتر او راه مى‌رفت، با تازیانه‌اى كه در دست داشت بر جلوى كوهان شتر زد و این شعر را خواند:

  • کذَبْتُمْ وَ بَیتَ اللهِ یقْتَلُ أحْمَدُ***وَ لَمَّا نُطاعِنْ دُونَهُ وَ نُنَاضِل‌1
  • وَ نُسْلِمُهُ حَتَّى نُصرَّعَ حَوْلَهُ‌***وَ نَذْهَلَ عَن أبنائِنَا وَ الْحَلَائِلِ ٢
  •  (این اشعار از حضرت أبو طالب علیه السّلام: والد ماجد حضرت على بن أبى‌طالب علیه السّلام است كه خطاب به كفّار قریش كه قصد كشتن پیامبر را داشتند كرده، و به عنوان حمایت از رسول خدا صلّى اللَه علیه و آله و سلّم سروده است؛ و معنایش این

    1. ما گروه انبياء درهمى و يا دينارى از خود به ارث نمى‌گذاريم؛ آنچه را که ما باقى مى‌گذاريم، صدقه براى عموم مسلمين است.»
    2. «اصحاب من، مانند ستارگان آسمانند، به هر کدام از آنها که شما اقتدا کنيد، شما را رهبرى مى‌نمايند.» معلوم است که همه ستارگان هادى و رهبر نيستند؛ بلکه بعضى از آنها همانند جَدّى و عَيّوق و زُهْرَة راهنما هستند. و اگرکسى به هر ستاره‌اى که دلش بخواهد رهبرى جويد، جز گمراهى و هلاکت چيزى دستگير او نمى‌شود.