
امام شناسی ج8
جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. همترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین • مراد از نعمت، ولایت است • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علیبنابیطالب علیهالسلام • وجوه مختلف بطلان رأیگیری در سقیفه • امیرالمؤمنین لقب خاص علیبنابیطالب است • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است • امیرالمؤمنین علیهالسلام میزان سنجش نیکیها و زشتیها است • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان میشوند
امام شناسی ج8
120شكم مىبست و در صحنه نبرد حضور پیدا مىكرد، و نزدیكترین افراد به دشمن بود. و از شدّت آزار و شكنجه به طائف گریخت، و در آنجا نیز او را نپذیرفتند، و خائباً به مكّه مراجعت كرد؛ و در مكّه یك نفر نبود كه او را پناه دهد؛ همه دشمن و همه مصمّم بر قتل او و ریختن خون او بودند؛ ناچار در پناه یك نفر از مشركان درآمد؛ سه سال تمام خود و بنى هاشم و مسلمین در شِعْب أبو طالب گرفتار و محبوس بودند. طعام و غذا را بر آنها حرام كرده، مزاوجت و معامله را نیز ممنوع كرده بودند. صداى اطفال مسلمین از گرسنگى، شبها از پشت شِعْب به درون مكّه مىرسید، و مشركان استماع مىكردند. تا بالأخره ناچار، به هجرت به مدینه شد یعنى از مكّه گریخت سه روز در غار ثور بماند، تا مشركان راه وى را نتوانند بجویند؛ و أمیرالمؤمنین كه یگانه مرد روزگار و در حرص بر ایمان تنها دنباله رو مرام آن حضرت بود، جان خود را در طبق اخلاص نهاده، و سرجاى پیامبر در فراش او خوابید.
و معلوم است كه تمام این مشكلات و تحمّل رنجها، دعوت به ریاست است، یعنى وجوب اطاعت مطلقه مردم از آنها؛ أمّا ریاست الهى و معنوى، كه ملازم با این دربدرىها و خون جگرىها ست، نه تكیه زدن برتخت و تاج استكبار، و مردم معصوم و بى گناه را عبد و بنده خود قرار دادن، و در زیر مهمیز خود كشیدن.
«ز عشق تا به صبورى هزار فرسنگ است»
جناب عمر كه از أمیرالمؤمنین علیه السّلام حِرصْ به ریاست را خرده مىگرفت؛ ریاست از دیدگاه تنگ و تاریك خود او بود. او برخود و تلاشهاى خود قیاس كرده بود، كه زحمات، و سفارش ها، و وصیت ها، و آیات قرآن را به بوته نسیان سپرده، و براى ریاست، همه را به ثمن بَخْس فروخت. ولى منظر و دیدگاه أمیرالمؤمنین علیه السّلام در ریاست جاى دیگرى است، وافق آن فضاى عالىو واسعى را اشغال مىكند كه این آراء و اهواء بدان راه ندارد.
کار پاکان را قیاس از خود مگیر *** گرچه باشد در نوشتن شیر شیر اگر أمیرالمؤمنین علیه السّلام طالب ریاست و امارت غیر الهى بود، در همان اوان رحلت رسول اللَه دست به قبضه شمشیر مىبرد، و همه مخالفین را مخذول و منكوب مىنمود؛ و چنین توانائى و قدرتى داشت. ولى چون اسلام را در خطر مىدید، از این امارت گذشت، و دندان برجگر گذارد، و صبر را پیشه ساخت در حالى كه در
