
امام شناسی ج8
جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. همترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین • مراد از نعمت، ولایت است • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علیبنابیطالب علیهالسلام • وجوه مختلف بطلان رأیگیری در سقیفه • امیرالمؤمنین لقب خاص علیبنابیطالب است • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است • امیرالمؤمنین علیهالسلام میزان سنجش نیکیها و زشتیها است • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان میشوند
امام شناسی ج8
118واجب الوجود، و پیدایش ظلم و ستمها و تعدّیات است؛ چه ستم به مردم، و چه ستم به نفس صاحب این قوهّ و به عبارت روشن: خروج از میزان و ارزش انسانى است، و تعدّى و تجاوز از رمز و محدودیتّى است كه خداوند براى هر شخص معین كرده است.
دوّم: ریاست را به عنوان طریق گرفتن و راه یافتن براى رسیدگى به امور خلق خدا و إحقاق حقّ و إبطال باطل كردن، و پایدار ساختن أحكام خدا در میان مردم، و ریشه دوانیدن عدل و داد در زمین، و به فریاد رسیدن مظلومان، و سركوب كردن ظالمان و متجاوزان، و پاك كردن زمین از لَوْثِ فحشآء و منكرات، و راه دادن مردم را به آزادیهاى خدا پسندانه، و عبادتهاى خالصانه براى ذات أقدس او تعالى شأنه، و متمتّع نمودن عامّه بشر را از جمیع مواهب إلهیه: جسمیه و روحیه، دنیویه و اخرویه، ظاهریه و باطنیه، به طورى كه همه در تحت پرچم عدل و توحید، و در زیر لواى آرامش و سكون و اطمینان خاطر، عمرى را كه بهترین تحفه خداوندى است بسر آورده، و شادكام و مقضىّ المرام دار فانى را به سراى أبدى تحویل نمایند.
این نوع ریاست طلبى ـ در صورتى كه كسى از انسان بهتر بافت نشود كه رسیدگى به خلق خدا كند، و این امور را به وجه أحسن بهتر از انسان انجام دهد ـ بسیار خوب و پسندیده، بلكه از صفات حمیده و از غرائز و سرشتهاى خدادادى است كه موجب كمال و لازمه ارتقاءِ آدمى از حَضیض مادّه به عالم تجرّد و ملكوت است. زیرا لازمه این گونه ریاست طلبى، خروج از هواى نفس و پیوستن به اسمآء و صفات الهى است.
و عیناً مانند صفت رحیمیت است كه در پدر است، و براى تربیت طفل تلاش مىكند، و نسبت به حفظ او از آفات و عاهات خود را به تاب و تب مىافكند، و براى رُشد و رُقاء او از هیچ گونه بذل مساعى جمیله خود دریغ نمىورزد. و اگر چنین ریاستى نكند، و بالنتَّیجه امور طفل را مُعَوق و مُهمل گذارد، طفل معصوم را در سراشیب مرض، و ممات، و نقصان علمى و روحى، كمبود ارزشهاى والاى انسانى كشانیده است، و در نزد عقل و وجدان از طرفى، و در نزد عقلاءِ اجتماع از طرف دیگر، و در نزد شرع و شریعت از جانب سوم، مسؤول و مورد باز پرسى و مؤاخذه قرار مىگیرد.
